رئیس انجمن صنعت ساختمان مطرح کرد
بلاتکلیفی برخی ابرپروژههای ساختمانی در شمال کشور
رئیس انجمن صنعت ساختمان با انتقاد از روند تصمیمگیری درباره پروژههای بزرگ ساختمانی در استانهای شمالی گفت: سرمایهگذار با منابع مالی وارد استان میشود و حتی حاضر است زیرساخت پروژه خود را تأمین کند، اما پس از بررسی و موافقت در استان، پرونده به مرکز میرود و ماهها و گاهی سالها در انتظار تصمیم میماند.
- ۱۴۰۵ مهر ۸, چهارشنبه
- ۱۵:۵۰
- 6 دقیقه مطالعه
- ۵ بازدید
- بدون نظر
- توسط: تحریریه

به گزارش اقتصادنگار به نقل از ایسنا، پژمان جوزی در نشست خبری با اشاره به وضعیت گردشگری و ظرفیتهای ساختمانی کشور اظهار کرد: هفتهای که در آن قرار داریم، هفته گردشگری نام گرفته است، اما گردشگری در ایران هنوز آنطور که باید از زیرساخت مناسب برخوردار نیست. مردم در تعطیلات عمدتاً به مقاصد نزدیک سفر میکنند و یکی از دلایل آن، محدودیت گزینههای حملونقل است؛ نه خطوط ریلی مناسب و کافی داریم و نه پروازهای هوایی با رقابت بالا و قیمت مناسب.
وی افزود: در چنین شرایطی، دولت و دستگاههای مسئول نه توان و بودجه لازم برای آمادهسازی هتلها و مجموعههای اقامتی مورد نیاز را دارند و نه در عمل اجازه میدهند بخش خصوصی به اندازه ظرفیت خود وارد میدان شود. سالهاست از نقش بخش خصوصی صحبت میشود، اما زمانی که سرمایهگذار برای اجرای یک پروژه واقعی وارد میشود، با موانع متعدد مواجه است.
مازندران به جای مقصد سرمایهگذاری، ایستگاه انتظار شده است
رئیس انجمن صنعت ساختمان با اشاره به استانهای شمالی کشور گفت: چرا استانهایی که باید مقصد سرمایهگذاری باشند، بهویژه مازندران، خودشان به ایستگاه انتظار سرمایهگذار تبدیل شدهاند؟ توسعهگر وقتی وارد شمال کشور میشود، ممکن است زمین، سرمایه، طرح، شریک و منابع مالی داشته باشد، برای پروژه خود اشتغال ایجاد کند و حتی حاضر باشد زیرساخت مورد نیاز پروژه را نیز تأمین کند، اما در نهایت با یک جمله مواجه میشود: «باید پرونده به مرکز برود.»
وی گفت: منظور از مرکز، شورای عالی شهرسازی و معماری ایران است؛ یعنی جایی که فرآیند تصمیمگیری درباره یک پروژه میتواند به گلوگاه خواب سرمایه تبدیل شود. در این شرایط، زمان میگذرد؛ ماهها و حتی سالها. سرمایهگذار بلاتکلیف میماند، هزینههای ساخت افزایش پیدا میکند، قیمتها تغییر میکند، شرایط اقتصادی پروژه عوض میشود و در نهایت توجیه اقتصادی طرحی که میتوانست یک فرصت برای استان باشد، از بین میرود.
به گفته جوزی، نتیجه این روند آن است که پروژهای که میتوانست سرمایه، اشتغال و فعالیت اقتصادی ایجاد کند، روی کاغذ باقی میماند و سرمایهگذار نیز نمیداند باید چه زمانی منتظر تصمیم نهایی باشد. این فقط مشکل یک سرمایهگذار نیست؛ مسئله به یک نظام تصمیمگیری مربوط میشود که در آن از استانها توسعه میخواهیم، اما اختیار توسعه را به آنها نمیدهیم.
مسئولیت توسعه را نمیتوان بدون اختیار به استانها سپرد
رئیس انجمن صنعت ساختمان ادامه داد: امروز از استاندار میخواهیم سرمایهگذار جذب کند، از مدیرکل گردشگری میخواهیم پروژه تعریف کند، از شهرداری میخواهیم شهر را توسعه دهد و از دستگاههای استانی انتظار داریم اشتغال ایجاد کنند. اما وقتی یک پروژه بزرگ و واقعی وارد استان میشود، ناگهان بخش مهمی از اختیار تصمیمگیری از استان خارج میشود.
جوزی تصریح کرد: اگر استان مسئول توسعه است، باید اختیار متناسب با این مسئولیت را هم داشته باشد. اگر قرار است همه تصمیمها در مرکز گرفته شود، پس چرا باید از استان انتظار داشته باشیم پاسخگوی عقبماندگی سرمایهگذاری و توسعه باشد؟
مشکل شمال کمبود زمین نیست
رئیس انجمن صنعت ساختمان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بارها گفتهام که مشکل شمال کمبود زمین نیست؛ مشکل، استفاده نادرست از زمین است. این مدل ساختوساز در شمال کشور اگر بدون برنامه ادامه پیدا کند، نتیجهاش توسعه پایدار نیست؛ بلکه پراکندگی ساختوساز است. هر قطعه زمین یک راه میخواهد، هر منطقه به شبکه آب، فاضلاب و برق نیاز دارد و دسترسی، پارکینگ و خدمات شهری میخواهد. در نهایت، شهر و طبیعت باید هزینه این پراکندگی بیبرنامه را پرداخت کنند.

جوزی با طرح این پرسش که چرا توسعه متراکم جدی گرفته نمیشود، گفت: هنوز هم هستند مسئولانی که در استانها درک صحیحی از بلندمرتبهسازی ندارند و آن را نشانه تجمل میدانند، در حالی که باید میان تراکم هوشمند و تراکم بیضابطه تفاوت قائل شد. اگر برای ایجاد ظرفیت اقامتی یک پروژه، به جای یک مجموعه متراکم، صدها ویلای پراکنده بسازیم، آیا به طبیعت کمتر آسیب زدهایم؟ آیا هزینه زیرساخت کمتر شده است؟ آیا خدمات شهری متمرکزتر شده است؟ آیا دسترسیها بهتر شده و در نهایت گردشگری حرفهایتری ایجاد کردهایم؟
رئیس انجمن صنعت ساختمان گفت: میتوان در یک محدوده مشخص، یک مجموعه گردشگری بزرگ و متراکم ایجاد کرد و در مقابل، بخش بیشتری از زمین را برای فضای سبز، محوطه طبیعی و خدمات عمومی آزاد گذاشت. این همان تفاوت میان تراکم هوشمند و تراکم بیضابطه است.
هدف، فروش زمین است یا ایجاد صنعت گردشگری؟
جوزی با بیان اینکه از خودمان بپرسیم آیا هدف ما در شمال ایران، فروش زمین است یا توسعه صنعت گردشگری؟ توضیح داد: هتل نیروی انسانی میخواهد، رستوران و خدمات تفریحی میخواهد، حملونقل و مدیریت میخواهد، تأمینکننده میخواهد و مهمتر از همه، گردشگر را به یک مشتری دائمی تبدیل میکند. این یعنی اشتغال، گردش مالی، درآمد پایدار، مالیات و رونق کسبوکارهای محلی. چنین زنجیرهای همان چیزی است که باید به عنوان صنعت گردشگری شناخته شود، نه صرفاً ساختوساز و فروش قطعه زمین.
سرمایهگذار از «نه» نمیترسد؛ از «شاید» بیپایان میترسد
رئیس انجمن صنعت ساختمان درباره دلایل فرار سرمایهگذار نیز گفت: سرمایهگذار بیش از آنکه از «نه» بترسد، از «شاید» بیپایان میترسد. اگر قانون میگوید پروژهای امکان اجرا ندارد، صریح بگوییم «نمیشود». اما اگر امکان اجرا دارد، چرا سرمایهگذار باید سالها منتظر بماند؟ سرمایهگذار باید بتواند زمان و هزینه خود را پیشبینی کند.
وی با اشاره به موضوع پنجره واحد خدمات گفت: اگر از پنجره واحد سخن میگوییم، باید از پنجره واحد واقعی حرف بزنیم، نه پنجره واحد روی کاغذ. پنجره واحد خدمات یعنی سرمایهگذار یک بار پرونده بدهد، یک زمان مشخص برای رسیدگی داشته باشد، بداند کدام دستگاه مسئول است و پاسخ چه زمانی صادر میشود.
جوزی تأکید کرد: اگر دستگاهی با پروژه مخالفت دارد، باید مخالفت خود را مستند به قانون و در مهلت مشخص اعلام کند. این یعنی محیط کسبوکار واقعی و قابل پیشبینی. نمیتوانیم به مردم بگوییم «ویلا نسازید»، به سرمایهگذار بگوییم «ساختوساز نکنید» و در عین حال، مسیر ساخت هتل و مجموعههای گردشگری و پروژههای بزرگ را آنقدر دشوار کنیم که هیچ پروژه معظمی امکان اجرا پیدا نکند.
شمال ایران به تغییر مدل توسعه نیاز دارد
رئیس انجمن صنعت ساختمان گفت: شمال ایران منتظر یک تصمیم بزرگ است و امروز به یک تغییر نگاه نیاز دارد؛ از «خرد کردن زمین» به سمت «تجمیع زمین» و از «پروندههای بلاتکلیف» به سمت «زمانبندی شفاف برای صدور مجوز». این تغییر، صرفاً یک تغییر ساختمانی نیست؛ یک تغییر در مدل حکمرانی توسعه است.
جوزی ادامه داد: امروز در برابر یک انتخاب واقعی قرار داریم. میتوانیم همین مسیر را ادامه دهیم؛ قطعهقطعه شدن زمینها، تخریب محیط زیست، توسعه پراکنده، افزایش هزینه خدمات، پروژههای کوچک و پروندههای طولانی. یا میتوانیم مسیر دیگری را دنبال کنیم؛ تجمیع زمین، توسعه متراکم، ساخت پروژههای بزرگ، حفظ بخش بیشتری از اراضی طبیعی، ایجاد اشتغال پایدار و تصمیمگیری سریع و شفاف در استانها.
وی در پایان گفت: اگر واقعاً معتقدیم شمال ایران باید به یک مقصد بزرگ گردشگری تبدیل شود و محیط زیست آن حفظ شود، باید بپذیریم که بزرگترین مانع توسعه همیشه کمبود سرمایه نیست؛ گاهی طولانی شدن مسیر تصمیمگیری است. بنابراین باید این مسیر کوتاه شود تا سرمایهای که میتواند وارد بخش ساختمان شود، سالها در انتظار تصمیم و مجوز باقی نماند.
