حاکمیت هوش مصنوعی، مزیت رقابتی سازمانهای آینده
حاکمیت هوش مصنوعی، مزیت رقابتی سازمانهای آینده
- ۱۴۰۵ خرداد ۱۸, دوشنبه
- ۱۴:۲۳
- 1 دقیقه مطالعه
- ۲ بازدید
- بدون نظر
- توسط: افسانه مسافر
اشتراکگذاری:

به گزارش اقتصادنگار، #امیر_رحیمی_قاضی_کلایه، نایب رییس هیاتمدیره #سرمایه_گذاری_صدرآرین، اظهار کرد: اقتصاد جهانی وارد مرحلهای شده است که دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا سازمانها باید از هوش مصنوعی استفاده کنند یا خیر؛ بلکه سؤال اساسی این است که چه کسی بر این فناوری حکمرانی میکند، چه ارزشهایی آن را هدایت میکند و چه سازوکاری پاسخگویی آن را تضمین میسازد.
وی با اشاره به نفوذ گسترده هوش مصنوعی در فرآیندهای سازمانی افزود: امروز هوش مصنوعی در تمامی سطوح تصمیمگیری سازمانها حضور دارد؛ از مدیریت منابع انسانی و تحلیل ریسکهای مالی گرفته تا بهینهسازی زنجیره تأمین و پیشبینی رفتار مشتریان. با این حال، گسترش استفاده از این فناوری بدون برخورداری از چارچوبهای حاکمیتی روشن، میتواند ریسکهایی را ایجاد کند که نه با افزایش سرعت استقرار فناوری و نه با #سرمایه بیشتر قابل حل خواهند بود.
نایب رییس هیاتمدیره #سرمایه_گذاری_صدرآرین، در پاسخ به این پرسش که چرا حاکمیت هوش مصنوعی باید به یک اولویت راهبردی تبدیل شود، گفت: حتی کارآمدترین الگوریتمها نیز در صورت فقدان نظارت انسانی مناسب، ممکن است تصمیماتی اتخاذ کنند که به جای بهینهسازی عملکرد، ریسکهای پنهان را تشدید کنند.
وی در ادامه به نتایج یک پژوهش بینالمللی اشاره کرد و گفت: براساس گزارش منتشرشده توسط گروه مشاوران مککینزی در سال ۲۰۲۴، بیش از ۵۵ درصد مدیران ارشد نسبت به شفافیت، پاسخگویی و پیامدهای اخلاقی سامانههای هوش مصنوعی در سازمانهای خود نگرانی جدی دارند، اما کمتر از یکسوم آنها دارای چارچوب رسمی حاکمیت هوش مصنوعی هستند.
#رحیمی_قاضی_کلایه سه رکن اساسی حاکمیت هوش مصنوعی در سازمانهای پیشرو را تشریح کرد و گفت: نخستین رکن، شفافیت الگوریتمی است.
تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی باید قابل توضیح، قابل ردیابی و قابل ممیزی باشند تا سازمان بتواند نسبت به نتایج آن پاسخگو باشد.
به گفته وی، دومین رکن، نظارت انسانی ساختارمند است. حاکمیت هوش مصنوعی به معنای محدود کردن فناوری نیست، بلکه به معنای تعیین دقیق مرزهای تصمیمگیری خودکار و حفظ نقش و اختیار انسان در تصمیمات دارای آثار راهبردی یا اجتماعی گسترده است.
امروزه شرکتهایی همچون مایکروسافت، یونیلیور و زیمنس کمیتههای حاکمیت هوش مصنوعی را در سطح هیاتمدیره تشکیل دادهاند که مستقل از تیمهای فنی فعالیت میکنند و حتی اختیار توقف یا بازطراحی سامانههای هوش مصنوعی را در اختیار دارند.
وی سومین رکن را یکپارچگی حاکمیت هوش مصنوعی با اهداف زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) دانست و افزود: سرمایهگذاران بزرگ جهانی اکنون از سازمانها انتظار دارند ریسکهای مرتبط با هوش مصنوعی را همانند ریسکهای زیستمحیطی و اجتماعی در گزارشهای حاکمیت شرکتی خود افشا کنند.
در همین راستا، شرکتهای#سرمایه_گذاری بزرگ جهان مانند بلکراک و ونگارد حاکمیت هوش مصنوعی را به یکی از شاخصهای مهم ارزیابی سرمایهگذاری تبدیل کردهاند.
این مدرس دانشگاه در ادامه تأکید کرد: تفاوت اصلی میان سازمانهای پیشرو و سازمانهایی که صرفاً فناوری را به کار میگیرند، در نوع نگاه آنها به هوش مصنوعی است.
سازمانهای پیشرو، هوش مصنوعی را یک موجودیت سازمانی میدانند که نیازمند حاکمیت، فرهنگ و مسئولیتپذیری است، نه صرفاً ابزاری برای افزایش بهرهوری.
وی خاطرنشان کرد: دستیابی به چنین بلوغی مستلزم آن است که مدیران ارشد از سواد هوش مصنوعی برخوردار باشند؛ نه الزاماً دانش فنی عمیق، بلکه توانایی طرح پرسشهای کلیدی از جمله اینکه این الگوریتم چه چیزی را بهینه میکند، چه افرادی ممکن است از نتایج آن متأثر شوند و چه سوگیریهایی در دادههای آموزشی آن وجود دارد.
مدیرعامل گروه#سرمایه_گذاری_صدرآرین در پایان تصریح کرد: سازمانهایی که حاکمیت هوش مصنوعی را نه یک هزینه انطباقی، بلکه یک سرمایهگذاری راهبردی تلقی میکنند، در آینده از مزیت رقابتی پایدارتری برخوردار خواهند بود. در اقتصاد دیجیتال، سازمانی که می داند چگونه بر هوش مصنوعی#حکمرانی کند، در واقع میداند چگونه آینده را مدیریت کند.
