مجوزهای فلهای و موانع صادراتی، صنعت لوله و پروفیل را به مرز بحران رسانده است
مجوزهای فلهای و موانع صادراتی، صنعت لوله و پروفیل را به مرز بحران رسانده است
- ۱۴۰۵ مرداد ۷, چهارشنبه
- ۲۳:۰۶
- 1 دقیقه مطالعه
- ۵ بازدید
- بدون نظر
- توسط: آزاده حسینی
اشتراکگذاری:

به گزارش اقتصادنگار، آنوش رهام، اظهارداشت: اکنون مهمترین چالش این صنعت نه توسعه ظرفیت، بلکه مدیریت ظرفیتهای موجود، اصلاح سیاستهای صادراتی و جلوگیری از هدررفت سرمایههای ملی است؛ موضوعی که در گفتوگوی پیشرو به ابعاد مختلف آن پرداختهایم.
در سالهای اخیر با وجود مازاد ظرفیت تولید، همچنان شاهد صدور مجوزهای جدید برای احداث واحدهای تولیدی هستیم.
این وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
واقعیت این است که صنعت لوله و پروفیل دیگر یک صنعت در حال توسعه نیست. ظرفیت نصبشده کشور از نیاز بازار داخلی بسیار فراتر رفته و بخش قابل توجهی از این ظرفیت بلااستفاده مانده است. با این وجود، همچنان مجوزهای جدیدی برای احداث واحدهای تولیدی صادر میشود؛ واحدهایی که در بسیاری از موارد تنها با هدف بهرهمندی از سهمیه ورق شکل گرفتهاند و فاقد هرگونه مزیت رقابتی و اقتصادی هستند.
امروز بازار داخلی کشش این حجم از تولید را ندارد و پروژههای عمرانی و ساختمانی نیز متناسب با رشد ظرفیت تولید توسعه پیدا نکردهاند. در چنین شرایطی، افزایش تعداد واحدهای تولیدی نه به افزایش ارزش افزوده منجر میشود و نه اشتغال پایدار ایجاد میکند، بلکه رقابت را از مسیر کیفیت خارج کرده و به سمت کاهش قیمت، زیاندهی بنگاهها و اتلاف سرمایه ملی سوق میدهد.
یعنی امروز مسئله اصلی صنعت، توسعه ظرفیت نیست؟
دقیقاً همینطور است. مساله امروز صنعت لوله و پروفیل، توسعه ظرفیت نیست؛ بلکه مدیریت ظرفیتهای موجود است. وقتی بیش از ۳۰ درصد ظرفیت تولید کشور بلااستفاده مانده، صدور مجوزهای جدید هیچ توجیه اقتصادی ندارد و تنها منابع مالی کشور را از فعالیتهای مولد منحرف میکند.
حتی اگر این موضوع را در مقیاس جهانی بررسی کنیم، تعداد مجوزهای صادرشده در ایران به حدی رسیده که در برخی حوزهها از تعداد مجوزهای تولید در چین نیز فراتر رفته است؛ در حالی که اندازه بازار، میزان مصرف و ظرفیت صادراتی دو کشور قابل مقایسه نیست.
صادرات لوله و پروفیل ایران چرا از حدود ۳۵۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار به حدود ۱۹۰ میلیون دلار کاهش یافته است؟
این کاهش یک نوسان طبیعی نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از سیاستگذاریهای نادرست است. صنعت لوله و پروفیل نه به دلیل ضعف تولیدکنندگان ایرانی و نه به دلیل کاهش تقاضای منطقهای، بلکه به دلیل تصمیماتی که مسیر صادرات را دشوار و غیررقابتی کرد، بازارهای خود را از دست داده است.
منظور شما بیشتر سیاستهای ارزی است یا عوامل دیگری هم در این افت نقش داشتهاند؟
سیاستهای ارزی مهمترین عامل بودند. دو سال پیش، با تصمیم کارگروه بازگشت ارز، ارز حاصل از صادرات لوله و پروفیل از بازار توافقی خارج و به سامانه نیما منتقل شد. این تصمیم عملاً صادرکنندگان را مجبور کرد ارز خود را با نرخهای دستوری و غیررقابتی عرضه کنند.
در چنین شرایطی، تولیدکننده ایرانی که باید در بازارهای منطقه با رقبای ترکیه، چین، امارات و حتی عراق رقابت کند، مزیت خود را از دست داد. نتیجه نیز کاملاً مشخص بود؛ بازارهای صادراتی ایران یکی پس از دیگری از دست رفت و صادرات این صنعت از حدود ۵۰۰ میلیون دلار به نزدیک ۱۹۰ میلیون دلار سقوط کرد.
قیمت مواد اولیه چه نقشی در این روند داشته است؟
عامل مهم دیگر، قیمت بالای ورق گرم در داخل کشور است. ورق گرم، ماده اولیه اصلی تولید لوله و پروفیل محسوب میشود، اما در بسیاری از دورهها با قیمتی حتی بالاتر از نرخهای جهانی عرضه شده است.
وقتی تولیدکننده ایرانی مواد اولیه را گرانتر از رقبای خارجی خریداری میکند، هزینه تمامشده محصول افزایش مییابد و دیگر امکان رقابت در بازارهای صادراتی را ندارد. حذف مزیت رقابتی، نتیجه طبیعی چنین شرایطی است.
نقش فولاد مبارکه را در این وضعیت چگونه ارزیابی میکنید؟
موضوع از این قرار است که عراق برای احداث یک خط تولید ورق گرم باید بین ۳ تا ۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری کند. بنابراین، این کشور بهطور طبیعی بازار مناسبی برای محصولات نهایی ایران مانند لوله و پروفیل است؛ محصولاتی که ارزش افزودهای بین ۵۵۰ تا ۷۰۰ دلار در هر تن دارند.
اما زمانی که فولاد مبارکه ورق گرم را با قیمتی در حدود ۴۰۰ دلار مستقیماً به عراق صادر میکند، معادله کاملاً تغییر میکند. عراق به جای خرید محصول نهایی از ایران، ورق را وارد کرده و در داخل کشور خود به لوله و پروفیل تبدیل میکند. در نتیجه، نه تنها ارزش افزوده از کشور خارج میشود، بلکه بخش قابل توجهی از بازار صادراتی ایران نیز از دست میرود.
