مرغ ۱۵۰ هزار تومانی چگونه به قطعه ۷۳۵ هزار تومانی میرسد؟
مرغ زنده در مرغداری کیلویی۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان معامله میشود، اما قیمت برخی قطعات آن در بازار به بیش از ۷۰۰ هزار تومان میرسد؛ فاصلهای که بخشی از آن با هزینههای کشتار، بستهبندی، حمل و توزیع قابل توضیح است، اما سهم هر حلقه از این اختلاف همچنان شفاف نیست. در این میان، مرغداران از فروش محصول زیر قیمت تمامشده میگویند و مصرف کنندگان همچنان از بالارفتن قیمتها گلهمندند!
- ۱۴۰۵ مهر ۸, چهارشنبه
- ۱۵:۲۴
- 9 دقیقه مطالعه
- ۵ بازدید
- بدون نظر
- توسط: تحریریه

به گزارش اقتصادنگار به نقل از ایسنا، بازار مرغ در روزهای اخیر روند باثباتی را طی میکند و نوسانات قیمت آن کاهش یافته است. امروز هر کیلوگرم مرغ در خرده فروشیها حدود ۲۵۵ هزار تومان قیمت دارد. با این حال مرغداران از بهصرفه نبودن تولید به دلایلی همچون تورم و افزایش قیمت نهادهها سخن میگویند. مرغداران گوشتی بیان میکنند محصولشان در برخی استانها با قیمت کیلویی ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان خریداری میشود؛ در حالیکه هر کیلوگرم مرغ کامل در فروشگاهها طی هفتههای اخیر در محدوده ۲۵۰ تا حدود ۲۷۵ هزار تومان و برخی قطعات آن تا بیش از ۷۰۰ هزار تومان به ازای هر کیلو قیمت دارد. فاصلهای که البته تمام آن سود واسطهها نیست، اما این پرسش را برای این صنف جدیتر میکند که چرا تولیدکننده نخستین حلقه زیان و آخرین حلقه برخوردار از درآمد بازار است؟
مرغهایی که باید در سن و وزن اقتصادی از واحدهای پرورش خارج شوند، روزهای بیشتری در سالن میمانند. هر روز ماندگاری بیشتر، یعنی مصرف خوراک بیشتر، افزایش وزن، نامناسبتر شدن ضریب تبدیل و تحمیل هزینهای که مرغدار نمیداند هنگام فروش چگونه باید آن را جبران کند. در برخی واحدها سن گله به ۵۰ تا ۵۸ روز رسیده و وزن تعدادی از مرغها از سه کیلوگرم عبور کرده است؛ اما همچنان خریداری برای تحویل بهموقع محصول وجود ندارد یا قیمت پیشنهادی بهاندازهای پایین است که حتی هزینههای تولید را نیز پوشش نمیدهد.
مرغداران میگویند محصول زنده آنان در بعضی مناطق با قیمتهایی حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان در هر کیلو خریداری میشود. برخی نیز از پیشنهادهای پایینتر سخن میگویند؛ قیمتهایی که در شرایط افزایش هزینه جوجه، ذرت، کنجاله سویا، دارو، انرژی، حملونقل و نیروی انسانی، معنایی جز زیان ندارند.
در سوی دیگر بازار، مصرفکننده نیز مرغ را ارزان نمیخرد. بررسی قیمت محصولات موجود در یکی از فروشگاهها نشان میدهد مرغ کامل ۱۳۰۰ گرمی با قیمت ۳۵۶ هزار و ۲۰۰ تومان و مرغ کامل ۱۴۰۰ گرمی با قیمت ۳۸۳ هزار و ۶۰۰ تومان عرضه شده است؛ یعنی قیمت هر کیلوگرم مرغ کامل در هر دو مورد حدود ۲۷۴ هزار تومان است. البته قیمت فروشگاههای مختلف مقدار اندکی تفاوت دارد و هر کیلوگرم مرغ بین ۲۵۵ تا ۲۷۵ هزار تومان فروخته میشود.
قیمت قطعات مرغ بهمراتب بالاتر است. در همین فروشگاه، ران مرغ بدون پوست ۹۰۰ گرمی ۳۶۰ هزار تومان، سینه بدون پوست ۹۰۰ گرمی ۴۵۰ هزار تومان، فیله ۹۰۰ گرمی ۶۲۵ هزار و ۵۰۰ تومان و سینه بدون استخوان ۱۸۰۰ گرمی یک میلیون و ۳۲۳ هزار تومان قیمت خورده است. با تبدیل این ارقام، هر کیلو ران بدون پوست حدود ۴۰۰ هزار تومان، سینه بدون پوست ۵۰۰ هزار تومان، فیله حدود ۶۹۵ هزار تومان و سینه بدون استخوان حدود ۷۳۵ هزار تومان برای مصرفکننده تمام میشود.
این ارقام نشان میدهد مرغداری که محصول زندهاش را کیلویی ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان میفروشد، در بازاری فعالیت میکند که همان مرغ پس از کشتار و عرضه کامل، کیلویی حدود ۲۷۴ هزار تومان و در قالب قطعات منتخب، بین ۴۰۰ تا ۷۳۵ هزار تومان قیمت دارد. پرسش تولیدکنندگان این است که سهم آنان از این زنجیره ارزش دقیقا کجاست و چرا کاهش قیمت در مرغداری، به همان نسبت به مصرفکننده منتقل نمیشود؟
مقایسه مستقیم قیمت مرغ زنده با مرغ کامل یا قطعهبندیشده، بدون در نظر گرفتن افت وزن کشتار، دقیق نیست. مطالعات علمی، بازده لاشه مرغ گوشتی را عموماً حدود ۷۰ تا ۷۲ درصد وزن زنده نشان میدهند؛ بنابراین برای تولید یک کیلوگرم لاشه، حدود ۱.۴ کیلوگرم مرغ زنده لازم است.
با فرض بازده ۷۲ درصد، مرغ زنده کیلویی ۱۵۰ هزار تومان، فقط از نظر ارزش ماده اولیه، برای هر کیلو لاشه حدود ۲۰۸ هزار تومان هزینه دارد. اگر نرخ خرید مرغ زنده ۱۸۰ هزار تومان باشد، این رقم به حدود ۲۵۰ هزار تومان میرسد. در مقایسه با قیمت تقریبی ۲۷۴ هزار تومانی مرغ کامل در فروشگاه، فاصلهای حدود ۲۴ تا ۶۶ هزار تومان به ازای هر کیلو باقی میماند که باید هزینه کشتار، حمل، سردخانه، بستهبندی، افت، توزیع، مالیات و حاشیه سود حلقههای مختلف از آن تأمین شود. بنابراین نمیتوان کل اختلاف قیمت مرغ زنده با محصول نهایی را سود دلال یا فروشگاه دانست. با اینحال، مسئله اصلی مرغداران پابرجاست: اگر قیمت مرغ زنده واقعاً پایین آمده، چرا این کاهش در قیمت مرغ کامل و قطعات بهطور کامل دیده نمیشود؟ چرا تولیدکننده زیان میکند، اما مصرفکننده نیز همچنان مرغ را گران میخرد؟
به دلیل رکود بازار، مرغها زمان بیشتری در مرغداری نگهداری میشوند و وزن آنها از حدود دو کیلو و ۴۰۰ گرم به سه تا سهونیم کیلوگرم میرسد که باعث افزایش مصرف دان و کاهش سود تولیدکنندگان میشود
این ابهام در بازار قطعهبندی جدیتر است. یک کیلو فیله یا سینه بدون استخوان را نمیتوان مستقیماً با یک کیلو مرغ زنده مقایسه کرد، زیرا تنها بخشی از وزن لاشه به این قطعات اختصاص دارد و همزمان ران، بال، کتف، گردن، پوست و دیگر اجزای مرغ نیز جداگانه فروخته میشود. بااینحال، وقتی برخی قطعات با قیمت ۵۰۰ تا بیش از ۷۰۰ هزار تومان در هر کیلو عرضه میشوند، مطالبه برای شفاف شدن سهم هر حلقه از قیمت نهایی، مطالبهای منطقی است.
به دلیل نبود خریدار وزن مرغها بالا میرود
افزایش وزن مرغهای موجود در سالن، یکی از ملموسترین نشانههای بحران بازار است. مرغدار میگوید دلیلی ندارد پرندهای را که در وزن حدود دو کیلو و ۴۰۰ یا دو کیلو و ۵۰۰ گرم آماده فروش است، تا وزن سه یا سهونیم کیلوگرم نگه دارد. ادامه پرورش در این مرحله، مصرف دان را افزایش میدهد و بازده اقتصادی را کاهش میدهد.
سازمان ملل متحد در گزارشی از توصیههای فائو نیز تأکید کرده است که نگهداری طولانیتر جوجههای گوشتی میتواند ضریب تبدیل خوراک را بدتر و هزینه تولید را بیشتر کند. در همان گزارش، وزن حدود ۲.۴ تا ۲.۶ کیلوگرم بهعنوان محدودهای اقتصادی برای کشتار برخی سویههای تجاری مطرح شده است.
با وجود این، تولیدکنندهای که کشتارگاه محصولش را تحویل نمیگیرد، عملاً انتخاب دیگری ندارد. مرغ در سالن میماند، خوراک بیشتری مصرف میکند و سنگینتر میشود؛ سپس همان وزن بالا بهعنوان یکی از دلایل دشواری فروش یا کاهش قیمت خرید مطرح میشود. به این ترتیب، هزینه اختلال در شبکه خرید و کشتار بار دیگر بر دوش مرغدار قرار میگیرد.
جوجه گران خریدند، مرغ ارزان فروختند
نوسان قیمت جوجه یکروزه از دیگر دغدغههای اصلی صنعت است. مرغداران از دورههایی سخن میگویند که قیمت هر قطعه جوجه به حدود ۱۳۷ هزار تومان و سپس ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار تومان رسیده و حتی قیمتهای نزدیک به ۳۲۰ هزار تومان نیز در برخی مقاطع مطرح شده است. تولیدکننده در چنین شرایطی باید در نخستین روز دوره پرورش، بخش بزرگی از سرمایه خود را صرف خرید جوجه کند؛ بدون آنکه بداند حدود ۴۵ تا ۵۰ روز بعد، مرغ تولیدشده با چه قیمتی فروخته خواهد شد. اگر قیمت مرغ بالا باشد، دستگاههای مختلف برای کنترل بازار وارد عمل میشوند، اما اگر قیمت به زیر هزینه تمامشده سقوط کند، سازوکار حمایتی با همان سرعت و قدرت فعال نمیشود.
مرغداران میگویند در دورههای کمبود، از آنان خواسته شده سالنها را خالی نگه ندارند و جوجهریزی کنند. حتی برخی تولیدکنندگان مدعیاند به دلیل تاخیر در جوجهریزی، با هشدارهایی درباره معرفی به تعزیرات یا محدود شدن فعالیت واحد مواجه شدهاند. بااینحال، پس از افزایش تولید و اشباع بازار، مسئولیت زیان به مدیریت خود مرغدار نسبت داده شده است. از نگاه آنان، نمیتوان تولیدکننده را هنگام کمبود به افزایش تولید ملزم کرد، اما هنگام مازاد، او را با مرغهای فروشنرفته، بدهی نهاده و چکهای سررسیدشده تنها گذاشت.
اختلاف بر سر تعداد واقعی جوجهریزی
یکی دیگر از مشکلات، نبود توافق بر سر آمار واقعی تولید جوجه یکروزه است. درحالیکه سقف ۱۱۰ میلیون قطعه برای جوجهریزی ماهانه مطرح شده، برخی فعالان صنعت با استناد به ظرفیت گلههای مادر، تولید واقعی را دستکم ۱۲۸ تا ۱۳۷ میلیون قطعه برآورد میکنند و از احتمال وجود هشت تا ۱۰ میلیون قطعه تولید بیشتر از ارقام ثبتشده سخن میگویند.
مرغداران معتقدند اگر قرار است تولید در سطح ۱۱۰ میلیون قطعه کنترل شود، سهم زنجیرههای بزرگ و واحدهای مستقل باید براساس عملکرد واقعی و سابقه تولید بهصورت شفاف تفکیک شود. در غیر این صورت، ممکن است محدودیتها بیشتر متوجه واحدهای مستقل شود، درحالیکه زنجیرهها با دسترسی بهتر به جوجه، نهاده، کشتارگاه و بازار، تولید خود را ادامه دهند.
به باور آنان، تمام جوجههای تولیدی باید در یک سامانه واحد ثبت و مسیر تولید، حمل، ورود به مرغداری و دریافت نهاده قابل ردیابی شود. تولید مازاد نیز باید پیش از ورود به سالن، از طریق صادرات مدیریت شود؛ نه اینکه جوجه وارد چرخه پرورش شود و ۴۵ روز بعد، همه به دنبال راهی برای جمعآوری مرغ مازاد باشند.
نهادهای که گران و گاه بیکیفیت به دست تولیدکننده میرسد
ذرت و کنجاله سویا بیشترین سهم را در هزینه پرورش دارند. مرغداران میگویند ذرت با احتساب هزینه حمل، گاهی کیلویی ۶۲ تا ۶۵ هزار تومان و کنجاله سویا حدود ۸۰ تا ۸۵ هزار تومان به واحد تولیدی میرسد. همزمان، نسبت به کیفیت بخشی از نهادههای ذخیرهشده نیز انتقادهایی وجود دارد.
برخی تولیدکنندگان از تحویل ذرت مرطوب یا کپکزده و نهادههایی سخن میگویند که مصرف آنها میتواند موجب بیماری گله، افزایش مصرف دارو و بالا رفتن تلفات شود. از سوی دیگر، مرغدار گاهی در قرارداد دریافت نهاده متعهد میشود برای مدتی نسبت به زمان تحویل یا کیفیت آن اعتراضی نداشته باشد. نتیجه این سازوکار آن است که تولیدکننده نهاده را با قیمت بالا و بدون اطمینان کافی از کیفیت دریافت میکند، هزینه دارو و تلفات را نیز میپردازد و در پایان دوره باید مرغ را به قیمتی بفروشد که حتی ممکن است هزینه تولیدش را پوشش ندهد.
خرید حمایتی وقتی مؤثر است که بهموقع باشد
برای کنترل مازاد بازار، خرید ۳۰ هزار تن مرغ مطرح شده است؛ اما براساس گفتههای تولیدکنندگان، تنها حدود پنج تا شش هزار تن آن در مقطع مورد اعتراض خریداری شده بود. از نگاه مرغداران، خرید حمایتی اگر پس از سقوط قیمت و سنگین شدن مرغها آغاز شود، اثر اصلی خود را از دست میدهد. پیشنهاد جمعآوری حدود ۱۰ هزار تن مرغ از طریق اتحادیهها نیز بدون تامین سرمایه در گردش و تضمین نحوه فروش، قابل اجرا نیست. اتحادیه نمیتواند محصول را با منابع محدود خریداری کند، ماهها در سردخانه نگه دارد و ریسک کاهش قیمت یا تأخیر در پرداخت را بپذیرد.
مرغداران خواهان سازوکاری هستند که بهمحض مشاهده نشانههای مازاد، خرید حمایتی را فعال کند؛ مرغهای آماده کشتار را از سالنها خارج سازد، امکان قطعهبندی و ذخیرهسازی را فراهم کند و در صورت وجود بازار خارجی، مجوز صادرات را بدون تأخیر صادر کند.
مشکل امروز بازار مرغ را نمیتوان فقط با یک عدد توضیح داد. اختلاف قیمت مرغ زنده و محصول فروشگاهی بخشی از واقعیت است، اما تمام واقعیت نیست. افت کشتار، هزینه بستهبندی، حمل، سردخانه و توزیع واقعیاند؛ همانطور که درآمد حاصل از فروش جداگانه سینه، ران، فیله، بال، کتف و دیگر اجزای مرغ نیز واقعی است. آنچه نامشخص مانده، سهم هر حلقه از این زنجیره است. وقتی مرغ زنده در مرغداری کیلویی ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان قیمت دارد، مرغ کامل در فروشگاه حدود ۲۷۴ هزار تومان و قطعات منتخب بین ۴۰۰ تا ۷۳۵ هزار تومان فروخته میشود، شفافیت در زنجیره قیمتگذاری یک ضرورت است، نه خواستهای فرعی.
مرغدار مستقل میگوید سرمایه، سالن، کارگر، انرژی، دارو، خوراک، تلفات و ریسک یک دوره پرورش را تامین میکند، اما در تعیین قیمت محصول خود کمترین قدرت را دارد. در دوره کمبود، مسئول تامین بازار شناخته میشود و در دوره مازاد، باید بهتنهایی زیان را تحمل کند.
به گفته مرغداران اگر این چرخه اصلاح نشود، بخشی از واحدهای مستقل ناچار به تعطیلی، فروش دارایی یا پیوستن به زنجیرههای بزرگ خواهند شد. نتیجه چنین روندی میتواند تمرکز بیشتر بازار، کاهش رقابت و تضعیف امنیت تولید باشد. پرسش اصلی همچنان باقی است: وقتی مرغ برای مصرفکننده ارزان نشده و مرغدار نیز از تولید خود سودی نمیبرد، درآمد این بازار در کدام حلقه باقی میماند؟
