پشت صحنه سوخترسانی؛ حلقههایی که کمتر دیده شدند
بخشی از آنچه مردم از صنعت نفت میبینند به قیمت و موجودی بنزین در جایگاهها محدود میشود، در حالی که پیش از رسیدن سوخت به نقطه مصرف، زنجیرهای از پالایش، ذخیرهسازی و انتقال درگیر است که اختلال در هریک میتواند به حملونقل، جابهجایی کالا و فعالیت بخشهای مختلف اقتصاد برسد. به همین دلیل بعضی از تغییرات دو سال اخیر این صنعت، کمتر از رکوردهای تولید نفت و گاز دیده شدهاند.
- ۱۴۰۵ شهریور ۱۶, دوشنبه
- ۱۹:۴۶
- 6 دقیقه مطالعه
- ۷ بازدید
- بدون نظر
- توسط: تحریریه

به گزارش اقتصادنگار به نقل از ایسنا، افزایش ظرفیت پالایش، توقف واردات نفتگاز، رشد ذخایر سوخت، توسعه خطوط انتقال و افزایش سهم فرآوردههای با استاندارد بالاتر بخشی از کارنامهای است که معمولا زیر سایه اخبار میادین بزرگ نفت و گاز قرار میگیرد. این بخش از صنعت کمتر با ارقام میلیارد دلاری قراردادهای بالادستی شناخته میشود، اما نتیجه آن به زندگی روزمره نزدیکتر است؛ سوخت باید تولید شود، کیفیت قابل قبول داشته باشد، در زمان مناسب ذخیره شود و بدون وابستگی بیش از اندازه به یک روش حمل به مقصد برسد.
ظرفیت بیشتر پالایش
بنا بر اعلام، خوراک پالایشگاههای کشور طی این دوره با استفاده بیشتر از ظرفیت موجود حدود چهار درصد افزایش یافت و به ۲.۳۷ میلیون بشکه در روز رسید. در همین فاصله تولید روزانه بنزین نسبت به ابتدای دولت چهاردهم حدود سه میلیون لیتر و تولید نفتگاز حدود چهار میلیون لیتر افزایش پیدا کرد.
این افزایش از یک جهت اهمیت دارد که مصرف فرآورده در کشور نیز متوقف نمانده است و هر ظرفیت تازهای خیلی زود با تقاضای جدید روبهرو میشود. در چنین شرایطی بالا بردن تولید بیشتر از آنکه به معنای ایجاد مازاد فراوان باشد، بخشی از فشار موجود بر شبکه تامین را جبران میکند.
از همین زاویه میتوان عملکرد وزارت نفت را در بخش پالایش قابل دفاع دانست. افزایش تولید با اتکا به ظرفیتهای موجود در زمانی اتفاق افتاده که احداث یک پالایشگاه تازه به سرمایه و زمان زیادی نیاز دارد و شبکه مصرف نیز فرصت چندساله برای منتظر ماندن ندارد. با این حال ادامه این مسیر بدون بهبود بهرهوری و مدیریت مصرف میتواند دوباره همان فاصله قدیمی میان تولید و تقاضا را بازتولید کند.
نفتگاز بدون واردات
یکی از تغییرات کمتر دیدهشده در این دوره توقف واردات نفتگاز از شهریور ۱۴۰۴ بود. نفتگاز فقط سوخت خودروهای سنگین نیست و بخش قابل توجهی از حمل کالا، ماشینآلات و مصارف صنعتی به تامین پایدار آن وابسته است.
صفر شدن واردات به این معناست که نیاز کشور در این بخش از تولید داخلی تامین شده و همین موضوع در شرایط محدودیتهای خارجی اهمیت بیشتری پیدا میکند. واردات فرآورده علاوه بر هزینه ارزی، خود به مسیرهای تامین و نقلوانتقال خارجی وابسته است و هر میزان کاهش این وابستگی، دست شبکه داخلی را در دورههای پرتنش بازتر میگذارد.
اما ماندگاری این وضعیت مهمتر از رسیدن به آن است. رشد مصرف میتواند دوباره توازن را تغییر دهد و از همین رو حفظ تولید داخلی نفتگاز در سالهای آینده باید با همان حساسیتی دنبال شود که امروز توقف واردات با آن اعلام میشود.
راههای تازه انتقال
سوخت پس از تولید هنوز راه زیادی تا مصرفکننده دارد. بخشی از این مسیر با خطوط لوله طی میشود و بخش دیگر بر دوش ناوگان جادهای است. هرچه سهم انتقال پایدار از طریق خط بیشتر باشد، وابستگی به حمل جادهای برای جابهجایی حجمهای بزرگ کمتر خواهد شد.
در این دوره خطوط بندرعباس ـ رفسنجان و سبزآب ـ شازند وارد مدار شدند و شش نیروگاه نیز به خطوط انتقال فرآورده متصل شدند. شاید این پروژهها در نگاه عمومی جذابیت یک میدان تازه نفتی را نداشته باشند، اما تاثیرشان در کاهش بخشی از رفتوآمد نفتکشها و امکان انتقال پیوسته حجم بالاتری از فرآورده قابل بررسی است.
اینجا البته یک مطالبه باقی میماند؛ صرف اعلام طول خطوط یا تعداد نقاط متصلشده برای ارزیابی نتیجه کافی نیست و باید مشخص شود راهاندازی این زیرساختها چه مقدار از انتقال جادهای را کم کرده و چه میزان فرآورده اکنون از مسیرهای جدید عبور میکند. چنین آماری تصویر روشنتری از بازده سرمایهگذاری در شبکه انتقال به دست میدهد.
ذخیره روزهای سخت
تولید روزانه همیشه دقیقا با مصرف روزانه برابر نیست و بخشی از امنیت تامین از جایی میآید که ذخیره کافی برای دورههای پرمصرف وجود داشته باشد. ذخیره نفتگاز نیروگاهی در آبان ۱۴۰۴ به رکورد ۳.۴ میلیارد لیتر رسید و میزان ذخیرهسازی زیرزمینی گاز نیز به ۳.۱۶ میلیارد مترمکعب افزایش یافت.
این دو عدد از یک جنس نیستند، اما هر دو به یک مسئله برمیگردند؛ اینکه شبکه انرژی فقط با تولید همان روز اداره نمیشود و باید برای دورهای که مصرف بالا میرود یا محدودیتی در بخشی از زنجیره ایجاد میشود حاشیه اطمینان وجود داشته باشد.
افزایش ذخایر را نمیتوان معادل حل ناترازی انرژی دانست و اساسا چنین ادعایی از این ارقام به دست نمیآید. آنچه میتوان گفت این است که ورود به دورههای پرمصرف با ذخیره بیشتر، امکان مدیریت بهتری نسبت به شرایطی فراهم میکند که مخازن با سطح پایینتری تحویل گرفته شوند.
از همین جهت بخشی از قضاوت درباره عملکرد وزارت نفت باید به کاری مربوط باشد که ممکن است در روز عادی چندان دیده نشود. ذخیرهسازی هزینه دارد و خبر آن هم معمولا جذابیت یک رکورد تولید را ندارد، اما نبود همین ذخیره در زمان نیاز خیلی زود به مسئله عمومی تبدیل میشود.
کیفیت در کنار کمیت
در کنار تامین مقدار مورد نیاز سوخت، کیفیت فرآورده نیز یکی از مطالبات قدیمی در حوزه پالایش است. طی دو سال گذشته حدود ۸۷۵ میلیون دلار پروژه ارتقای کیفیت اجرا شد که نتیجه آن افزایش حدود سه درصدی تولید بنزین و نفتگاز با استاندارد یورو ۴ و یورو ۵ بود.
افزایش سه درصدی را نمیتوان نادیده گرفت، همانطور که نمیتوان آن را پایان مسیر دانست. وقتی میلیونها لیتر فرآورده هر روز در کشور مصرف میشود، حتی تغییر چند درصدی در کیفیت حجم قابل توجهی از سوخت را در بر میگیرد، اما فاصله موجود تا پوشش گستردهتر فرآورده استاندارد همچنان مطالبهای جدی است.
این حوزه شاید یکی از روشنترین نمونههایی باشد که دفاع از عملکرد دولت و مطالبه بیشتر میتوانند کنار یکدیگر قرار بگیرند. سرمایهگذاری انجام شده و سهم سوخت استاندارد افزایش یافته است، اما انتظار طبیعی این است که سرعت کیفیسازی متناسب با حجم مصرف کشور بالاتر برود و نتیجه پروژهها نیز با آمار دقیقتری در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
حلقههای کمتر دیدهشده
اگر کارنامه صنعت نفت فقط با تولید نفت خام یا رکوردهای گازی سنجیده شود، بخشی از کاری که مستقیما با تامین سوخت کشور ارتباط دارد از تصویر حذف خواهد شد. افزایش خوراک پالایشگاهها، رشد تولید بنزین و نفتگاز، توقف واردات نفتگاز، رکورد ذخایر، توسعه خطوط انتقال و سرمایهگذاری برای ارتقای کیفیت فرآورده از جنس اقداماتی هستند که اثر آنها بیش از آنکه در یک روز خاص دیده شود، در پایداری شبکه معنا پیدا میکند.
به اعتقاد کارشناسان، در این بخش کارنامه دولت و وزارت نفت قابل دفاع است، چون بخشی از وابستگی خارجی کم شده و ظرفیت داخلی تولید و انتقال و ذخیره نیز افزایش یافته است. در مقابل هیچکدام از این ارقام مجوز نادیده گرفتن مسائل باقیمانده نیستند؛ مصرف بالا همچنان ظرفیتهای تازه را تحت فشار میگذارد، سهم فرآورده استاندارد باید بیشتر شود و اثر واقعی خطوط تازه نیز باید با دادههای عملیاتی قابل سنجش باشد.
شاید مهمترین مطالبه از این مرحله به بعد همین باشد؛ پروژهای که افتتاح میشود باید اثر خود را در کاهش یک گلوگاه نشان دهد و ظرفیتی که به آمار اضافه میشود باید در تامین مطمئنتر و باکیفیتتر سوخت قابل مشاهده باشد. در صنعتی که مستقیما یا غیرمستقیم با بخش بزرگی از زندگی اقتصادی مردم در ارتباط است، فاصله میان «ظرفیت ایجادشده» و «نتیجه قابل لمس» همان جایی است که باید بیشتر درباره آن گزارش داد.
