هشدار سیاستی اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران:
کمبود سوخت و سناریوهای بحران زمستان ۱۴۰۵
طبق اطلاعات و آمارها، ظرفیت تولید گاز کشور حدود ۹۶۰ میلیون مترمکعب است که از این میزان ۸۴۰ میلیون مترمکعب قابل بهرهبرداری است. با بمباران اخیر، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از دست رفته است و حدود ۸۰ میلیون مترمکعب به چرخه برمیگردد. به نظر میرسد، نهایت تولید در نیمه دوم امسال، ۷۰۰ میلیون مترمکعب باشد و این در حالی است که پیک مصرف خانگی کشور در سال گذشته ۷۳۰ میلیون مترمکعب بوده است. در این میان، گاز مورد نیاز صنعت کشور ۱۵۰ میلیون مترمکعب است.
- ۱۴۰۵ مهر ۱۲, یکشنبه
- ۱۰:۴۱
- 4 دقیقه مطالعه
- ۸ بازدید
- بدون نظر
- توسط: افسانه مسافر

به گزارش اقتصادنگار، ناترازی گاز؛ از ریسک فصلی تا محدودیت ساختاری تولید در نیمه دوم امسال، بحران گاز و به تبع آن برق، همچنین گازوئیل وخیمتر از سالهای گذشته است و صنایع معدنی و فولادی بیشتر از سایر بخشها تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. ماههای سرد سال ۱۴۰۵ در حالی نزدیک میشود که ناترازی گاز دیگر صرفاً یک مسئله فصلی نیست و به یکی از مهمترین ریسکهای استمرار تولید در صنایع بهخصوص صنایع انرژیبر تبدیل شده است. برای صنعت فولاد، این ریسک اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا گاز در واحدهای احیای مستقیم تنها یک حامل انرژی نیست، بلکه بخشی از فرآیند تولید است و کاهش شدید آن میتواند به اختلال در کل زنجیره فولاد منجر شود.
تجربه سالهای اخیر نیز هزینه این محدودیتها را نشان میدهد. طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، ارزش تولید از دسترفته زنجیره آهن و فولاد ناشی از محدودیت برق و گاز حدود ۱۸.۴ میلیارد دلار برآورد شده که سهم سال ۱۴۰۴ به ۴.۳ میلیارد دلار رسیده است.
زنگ خطر نخست؛ گاز و برق به یک بحران مشترک تبدیل شده است
ریسک تامین گاز در ماههای سرد سال فقط به صنایع گازبر محدود نمیشود. کاهش گاز تحویلی به نیروگاهها میتواند تولید برق را نیز تحت فشار قرار دهد و به این ترتیب، بحران گاز به بحران برق سرایت کند.
برای زمستان ۱۴۰۵، تأمین حداقل ۳.۷ میلیارد لیتر ذخیره سوخت مایع نیروگاهها تا پیش از آذرماه بهعنوان یکی از الزامات مطرح شده است. در مقابل، گزارشهای موجود از ذخیره حدود ۳.۲ میلیارد لیتر حکایت دارد؛ شکافی که در صورت تشدید ناترازی گاز میتواند ریسک محدودیت برق را افزایش دهد. در سناریوی کسری روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب گاز نیز محدودیت سنگین برای صنایع بزرگ، از جمله کاهش ۸۰ درصدی مصرف گاز فولاد و فروآلیاژها در بخش عمده ساعات روز مطرح شده است.
فشار گاز بر صنعت فولاد؛ کبود عرضه گاز + افزایش نرخ گاز
سهم فولاد از مصرف گاز کشور حدود ۵ درصد است، اما اهمیت این مصرف با سهم آن در سبد انرژی متفاوت است؛ زیرا گاز در واحدهای احیای مستقیم نقش فرآیندی دارد و جایگزینی کامل آن در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. از همین رو، فعالان صنعت فولاد بر تأمین حداقل گاز موردنیاز واحدهای احیای مستقیم حتی در دورههای محدودیت تأکید کردهاند.
این موضوع زمانی جدیتر میشود که هزینه انرژی نیز همزمان افزایش یافته است. قیمت گاز تحویلی به واحدهای آهن و فولاد از حدود ۲۸۷ تومان در سال ۱۳۹۸ به حدود ۱۵ هزار و ۲۹۷ تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده؛ یعنی افزایش بیش از ۵۰ برابری، در حالی که قیمت فولاد حدود ۱۴ برابر افزایش یافته است.
بنابراین مسئله صنعت تنها «کمبود گاز» نیست؛ بلکه ترکیب افزایش قیمت، کاهش عرضه و نبود پیشبینیپذیری در تأمین است که برنامهریزی تولید را دشوار کرده است.
سه سناریوی زمستان ۱۴۰۵
بر اساس شرایط موجود، میتوان سه سطح از ریسک را برای ماههای سرد سال 1405 در نظر گرفت:
- سناریوی نخست؛ مدیریت محدودیتها: کاهش مصرف صنایع در ساعات اوج، انتقال بخشی از تولید به ساعات کممصرف و استفاده بیشتر از سوخت مایع نیروگاهها، بدون توقف گسترده تولید.
- سناریوی دوم؛ تشدید محدودیت صنعتی: افزایش کسری گاز و اعمال محدودیت جدیتر برای صنایع انرژیبر که میتواند کاهش تولید فولاد و اختلال در توازن زنجیره را به دنبال داشته باشد.
- سناریوی سوم؛ بحران همزمان گاز و برق: کاهش گاز نیروگاهها، افت تولید برق و اعمال همزمان محدودیت برق و گاز به صنایع؛ سناریویی که بیشترین ریسک را برای تولید و فروش ایجاد میکند.
هشدار سیاستی
در چنین شرایطی، سیاستگذاری نباید صرفاً به مدیریت روزانه کسری گاز محدود شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که محدودیت انرژی مستقیماً به کاهش تولید و از دست رفتن ارزش اقتصادی منجر میشود.
از این رو، چند اقدام ضروری میبایست در اولویت قرار گیرد:
- تکمیل فوری ذخایر سوخت نیروگاهها پیش از ورود به دوره اوج مصرف
- تضمین حداقل گاز واحدهای احیای مستقیم برای جلوگیری از آسیب به فرآیند تولید
- اولویتدهی به صنایع بر اساس ارزش زنجیره و حساسیت فرآیندی، نه صرفاً میزان مصرف
- انتقال بخشی از تولید صنایع به ساعات کممصرف و استفاده هدفمند از ظرفیت آزادشده برق
- بازنگری در فرمول قیمت گاز و هزینههای جانبی تحمیلشده به صنایع
- استفاده از قراردادهای متقابل دولت و صنعت برای ایجاد تعهد روشن در تأمین سوخت و مدیریت مصر.
- پرهیز از وارد کردن شوک همزمان قیمتی و مقداری به صنایع در شرایط رکودی
جمعبندی
پاییز و زمستان ۱۴۰۵ میتواند آزمونی جدی برای نظام حکمرانی انرژی کشور باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که ناترازی گاز و برق، در صورت مدیریت نشدن، صرفاً به کاهش مصرف انرژی منجر نمیشود؛ بلکه مستقیماً تولید، صادرات، سودآوری و سرمایهگذاری صنعتی را در شرایط فشار ارزی و اقتصادی کشور تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین هشدار اصلی برای پاییز و زمستان پیشرو، کمبود گاز بهتنهایی نیست؛ بلکه همزمانی سه ریسک «کمبود، افزایش قیمت و عدم قطعیت در تأمین گاز صنایع» است. اگر این سه متغیر همزمان تشدید شوند، هزینه مدیریت بحران میتواند بهمراتب بیشتر از هزینه پیشگیری و تأمین پایدار انرژی باشد.
