پوریا تفضلی، کارشناس روابط بین الملل در یادداشتی اظهار داشت: بخش عمده تأمین برق ایران توسط نیروگاههای گازی انجام میشود. وقتی تأمین گاز دچار مشکل میشود (بهعلت کاهش تولید، مشکلات انتقال یا هزینهی واردات)، تولید برق افت میکند.
تلفات قابل توجه در برقِ تولید شده در مسیر انتقال و توزیع (که در برخی گزارشها تا ۱۳-۲۰٪ تخمین زده شده) موجب شده میزان نیاز واقعی به برق بسیار بیشتر از میزان مصرف ثبتشده باشد.
برق و گاز غالباً با قیمتهای بسیار پایین برای مصرف خانگی عرضه میشوند که انگیزه کمتری برای مصرف بهینه فراهم میکند. تقاضا در دورههای اوج با گرما یا سرما افزایش شدید دارد و شبکه به دلیل عدم سرمایهگذاری کافی توان جوابگویی ندارد.
تحریمها مانع تأمین سرمایه، فناوری، قطعات یدکی و همکاریهای بینالمللی در بخش انرژی شدهاند. پروژههای نیروگاهی با تأخیر اجرا شدهاند، تولید گاز کاهش یافته و استفاده از منابع هیدروالکتریکی یا انرژیهای تجدیدپذیر کمتر شده است.
کاهش سطح آب در سدها، خشکسالی، مدیریت نامناسب آب برای تأمین برق آبی، کاهش راندمان نیروگاهها، و فشار بر شبکه برق را تشدید کردهاند.
با درک علل داخلی، اکنون به ابعاد بینالمللی بحران نگاه میکنیم. این ابعاد هم تأثیر دارند بر وضعیت داخلی و هم خود بحران را تشدید کردهاند.
تحریمهای اقتصادی، به ویژه تحریمهای مالی، بانکی، انتقال فناوری و همکاریهای نفت و گاز، باعث شدهاند ایران نتواند به راحتی سرمایهگذاریهای خارجی در بخش تولید برق، نیروگاههای جدید و اصلاح شبکه را جذب کند. این باعث تأخیر، تضعیف زیرساخت و کاهش توان تولید برق شده است.
برخی فناوریهای بهینهسازی شبکه، توربینها، تجهیزات انتقال با بازده بالا، تولید برق پاک و تجدیدپذیر نیاز به واردات قطعات یا همکاریهای خارجی دارند که به علت تحریمها دشوار شده است.
ایران پیشتر بخشی از برق و گاز خود را به کشورهای همسایه صادر میکرد. کاهش توان صادرات برق به خاطر کمبود داخلی نه تنها درآمد ارزی کشور را کاهش داده، بلکه جایگاه ایران را در نقش تأمینکننده منطقهای انرژی تضعیف کرده است. مثلاً تأمین برق برای عراق کاهش یافته است.
کشورهایی که با ایران دادوستد انرژی دارند (مثلاً در صادرات برق یا گاز) تحت نفوذ تحریمهای آمریکا یا فشارهای بینالمللی قرار دارند. این باعث شده قراردادهای انرژی یا همکاریها کمتر شود یا لغو شوند؛ همچنین تأمین نقدینگی مشکلتر شده است.
با وجود مشکلات، ایران تلاش کرده از ظرفیتهای دیپلماسی انرژی برای ارتقاء مناسبات منطقهای و بینالمللی بهره ببرد:
ایران قراردادها و پروژههایی در زمینه برق و آب در کشورهای منطقه دارد. این پروژهها هم فرصتی برای صادرات تخصص فنی و هم سیاست نفوذ منطقهای است.
کشورهای همسایه ایران، برای تأمین انرژی خود، توازن جدیدی میجویند: برخی میخواهند واردکنندگان جایگزین پیدا کنند یا شبکههای خود را تقویت کنند تا کمتر وابسته به انرژی ایران باشند. این مسئله هم ایران را ملزم به حفظ قابلیت صادراتی میکند و هم رقیبان انرژی در منطقه را به میدان میآورد.
بحران برق در ایران در زمینه رقابت منطقهای و استراتژیک تأثیرگذار است:
ایران با منابع عظیم نفت و گاز در منطقه استراتژیک خاورمیانه، همیشه یکی از بازیگران بزرگ انرژی بوده است. کاهش توانایی در تأمین داخلی برق و وابستگی به واردات سوخت یا کاهش صادرات برق، نفوذ ایران را در رقابت با عربستان، امارات، قطر و ترکیه تحت فشار میگذارد. کشورهایی که روی انرژی پاک و تجدیدپذیر سرمایهگذاری میکنند، امتیاز رقابتی بهدست میآورند. این تغییر رقابتی میتواند توازن قدرت منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
توقف یا کاهش صادرات برق ایران به عراق نمونهای است از تأثیر بحران برق ایران بر کشورهای همسایه. وقتی کشور واردکننده برق با قطعی مواجه شود، تنشهای داخلی و اعتراضات مردمی شدت میگیرد و این ممکن است به مشکلات سیاسی فراسرزمینی تبدیل شود.
کشورهای بزرگ و بلوکهای منطقهای نظیر اتحادیه اروپا، چین، روسیه، و ترکیه به دنبال امنیت انرژی و تنوع منابع هستند. ایران در این میدان هم میتواند شریک و هم رقیب باشد. مثلاً بازارهایی برای سرمایهگذاری خارجی در انرژی پاک، فناوری برق و شبکه هوشمند (smart grid) وجود دارد که ایران اگر محروم از سرمایه و فناوری نماند، میتواند وارد آنها شود.
بحران برق در ایران بر سیاست خارجی، مواضع بینالمللی و مذاکرات کشور تأثیر گذاشته است:
ضعف دولت در تأمین برق میتواند دست مخالفان را در داخل و منتقدان در خارج باز کند؛ این به معنی افزایش فشار بر ایران در موضوعات حقوق بشر، محیط زیست و مسئولیتهای بینالمللی است.
استفاده از سوختهای سنگین مانند مازوت به دلیل کمبود گاز، باعث افزایش آلودگی هوا و آلایندههای وارد محیط زیست میشود. این مسأله نه تنها تبعات داخلی دارد، بلکه بهانهای برای فشارهای بینالمللی درباره تعهدات ایران در کنوانسیونهای محیط زیستی یا مذاکرات اقلیمی است.
برخی گروهها یا جریانها در ایران معتقدند که حل بحران برق از طریق جذب سرمایه، فناوری و همکاری بینالمللی نیازمند کاهش تحریمها یا رسیدن به توافقات بینالمللی است. اگر ایران بتواند در مذاکرات هستهای یا سایر موضوعات بینالمللی موفق شود، ممکن است فضا برای بهبود وضعیت انرژی فراهم شود.
ایران به عنوان تأمینکننده برق یا گاز برای برخی همسایگان شناخته شده است. کاهش توان صادرات برق یا تأخیر در تأمین آنها میتواند موجب تنشهای منطقهای شود، یا کشورهای طرف قرارداد سعی کنند از بازارهای جایگزین وارد شوند. این تأثیر متقابل بر سیاست خارجی دارد. مثلاً عراق که پیشتر از ایران برق میخرید، اکنون در پی واردات برق از ترکیه یا کشورهای عربی است.
با شناخت این ابعاد، ایران با مجموعهای از گزینهها و چالشها روبروست. سیاستگذاران باید راههایی را انتخاب کنند که هم بحران را کنترل کنند و هم جایگاه بینالمللی و منطقهای ایران را تقویت نمایند.
اگر ایران نتواند تأمین برق و گاز صادراتی خود را حفظ کند، کشورهای همسایه جایگزینهایی پیدا خواهند کرد. این کاهش وابستگی باعث کاهش نفوذ ایران در منطقه، کاهش درآمدهای ارزی و کاهش اعتبار در پروژههای بزرگ منطقهای میشود.
ایران ممکن است برای تأمین فناوری، سرمایه، یا تأمین سوخت به کشورهایی روی بیاورد که شرایط سیاسی یا اقتصادیشان پرمخاطره است؛ این میتواند ایران را در معادلات بینالمللی در موقعیت آسیبپذیری بگذارد.
مشکلات انرژی، آلودگی، خاموشیها و تأثیر بر زیست محیطی میتواند محور انتقاد در سطح جهانی باشد؛ این انتقادات ممکن است در قالب دعاوی حقوق بشری، محیط زیست، کاهش تعهدات اقلیمی، و غیره مطرح شوند.
اگر ایران بتواند سیاستهای مؤثر در جهت بهرهگیری از انرژی تجدیدپذیر، شبکه هوشمند، همکاری منطقهای برای تبادل برق و انرژی داشته باشد، این میتواند به بهبود وجه و جایگاه بینالمللی کمک کند. سرمایهگذاران بینالمللی در حوزه انرژی پاک به دنبال کشورهای دارای ثبات سیاسی و تعهد زیست محیطیاند.
گزینههای پیشنهادی برای ایران :
برای کاهش اثرات منفی و بهبود وضعیت، ایران میتواند از مجموعه سیاستها بهره ببرد:
مذاکرات بینالمللی برای کاهش تحریمهایی که مانع واردات فناوری، سرمایه و تجهیزات نیروگاهی میشوند، یک اولویت است. موفقیت در این زمینه میتواند توان داخلی برق را افزایش داده و صادرات برق بازگردد.
ایران میتواند قراردادهای برق با کشورهایی که نیازمند برقاند داشته باشد، انتقال برق مشترک و پروژههای مشترک انرژی پاک و هیدروالکتریک یا نیروگاههای خورشیدی در منطقه اجرا کند. این امر هم به تأمین برق کمک میکند و هم ابزاری برای دیپلماسی مثبت.
افزایش سهم انرژی خورشیدی، بادی، و سایر منابع پاک و کاهش تلفات شبکه انتقال و توزیع، نوسازی نیروگاهها، هوشمندسازی شبکه (smart grid)، مدیریت تقاضا در اوج مصرف. این اقدامات نه تنها هزینههای بلندمدت را کاهش میدهند بلکه ایران را به عنوان شریک قابلاتکا در بازار جهانی انرژی پاک مطرح میسازد.
کشورهایی مثل چین، روسیه، ترکیه یا اتحادیه اروپا ممکن است در زمینه انرژی و تکنولوژی با ایران همکاری کنند. جذب سرمایه از آنها، قرارداد برای فروش برق یا گاز، و انتقال فناوری میتواند راهگشا باشد.
برای ایران، راهی به جلو تنها از طریق تلفیق سیاست داخلی (نوسازی شبکه، انرژی تجدیدپذیر، مصرف بهینه) و دیپلماسی هوشمندانه بینالمللی قابل دسترس است. دولت میتواند از ظرفیت بحران به عنوان فرصتی برای ارتقای روابط بینالمللی، جلب سرمایه، و نمایش توانمندی و مسئولیتپذیری در عرصه انرژی و محیط زیست استفاده کند.
