محسن پدرام ، کارشناس ارشد فناوری اطلاعات
این رویکرد در زمان خود مفید بوده است، هم مدیریت امنیت را سادهتر میکرد و هم امکان کنترل یکپارچه را فراهم میآورد.اما امروز همین مدل قدیمی، به یکی از اصلیترین موانع سرعت، کیفیت و هماهنگی در خدمات عمومی تبدیل شده است.با افزایش حجم دادهها، تنوع نهادهای درگیر و پیچیدهتر شدن خدمات، ساختار ثابت گذشته دیگر پاسخگو نیست. وقتی نیازها رشد میکنند اما مدل اجرایی تغییر نمیکند، نتیجه مشخص است: سیستم دچار قفلشدگی میشود، پروژهها کند پیش میروند و تصمیمها دیر اتخاذ میشوند.
مسأله اصلی کجاست؟
در بسیاری از پروژههای دولتی، این تصور وجود دارد که با ایجاد چند سامانه جدید یا افزودن چند سرور، «توزیعپذیری» محقق میشود. اما واقعیت این است که مشکل دولت، کمبود فناوری یا ابزار نیست،مشکل نبود طراحی دقیق جریان اطلاعات است.
تا زمانی که ندانیم داده از کجا آغاز میشود، در کجا توقف میکند و در چه مرحلهای گم یا بلااستفاده میشود،هر نوع «توزیعپذیری» صرفاً یک چیدمان جدید از همان مدل قدیمی خواهد بود.
Insight؛ حلقهای که معمولاً نادیده گرفته میشود
تحول دیجیتال با ابزار، سامانه یا پلتفرم شروع نمیشود؛با مشاهده رفتار واقعی سیستم آغاز میشود.Insightیعنی دیدن واقعیتهایی که در جلسات رسمی دیده نمیشود. گلوگاهها، توقفها، نقشهای مبهم، مسیرهایی که داده در آنها گم میشود، و نهادهایی که عملاً داده را نگه میدارند اما مالک رسمی آن نیستند.
اگر این واقعیت دیده نشود،معماری بدون پیوند با واقعیت طراحی میشودو پروژهها با اولین اصطکاک، زمینگیر خواهند شد.راهحل واقعی: مرکز قدرتمند، جریان توزیعشده در ساختار دولت، حذف مرکز امکانپذیر نیست اما میتوان جریان اجرا را از مرکز جدا و بین نهادهای مختلف توزیع کرد بدون آنکه حاکمیت دچار تضعیف شود.
در این مدل:
• مرکز، نقش امنیت، قواعد و حاکمیت را حفظ میکند.
• اجرای عملیاتی بین نهادها توزیع میشود.
• داده تنها زمانی حرکت میکند که نباید در مرکز متوقف بماند.
• نهادها بهجای تبادل مستمر و بیپایان داده، از دسترسی مشترک بهرهمند میشوند.
• API به زبان مشترک و رسمی معماری تبدیل میشود.
• وابستگیها قابلاندازهگیری و قابلمدیریت خواهند شد.
در این نقطه، معماری از یک تصویر فنی، به نقشهای واقعی از رفتار دولت تبدیل میشود. Flow؛ نیرویی که پروژه را زنده نگه میدارد، معماری لازم است، اما کافی نیست.چیزی که سیستم را در عمل به حرکت درمیآورد، Flow است.
Flow یعنی:
• نقشها دقیق و مشخص باشند،
• مسیرها قابل اندازهگیری باشند،
• حرکت بدون اصطکاک انجام شود،
• اجرا نیاز به بازکاری و اصلاح مداوم نداشته باشد،
• تصمیمسازی از «حس» به «داده» منتقل شود.
Flow لحظهای است که Insight به رفتار سازمانی تبدیل میشود.وقتی Flow وجود نداشته باشد،سامانه ساخته میشود اما عمل نمیکند، پروژه افتتاح میشود اما اجرا نمیشود،و داده تولید میشود اما به تصمیم تبدیل نمیگردد.
آنچه امروز گلوگاه دیجیتال دولت را ایجاد کرده، کمبود فناوری نیست؛فقدان جریان است.
تحول دیجیتال زمانی معنا پیدا میکند که سه لایه زیر در یک مدل یکپارچه با هم کار کنند:
Insight → Architecture → Flow
دولتی که «دیدن» را مقدم بر «ساختن» بداند،و جریان را پیش از ابزار طراحی کند، از مرحله ساخت سامانه فراتر میرود و وارد مسیر حکمرانی دیجیتال واقعی میشود.