اقتصادنگار – ایران از نظر ذخایر زمینشناسی عناصر نادر خاکی، در میان کشورهای دارای پتانسیل بالا قرار دارد؛ اما فاصله میان «ظرفیت زمینشناسی» و «ظرفیت صنعتی» در این حوزه، هنوز بسیار عمیق است.هرچند طی سالهای اخیر اکتشافات قابلتوجهی از منابع نادر انجام شده و وجود ذخایر بزرگ تأیید شده است، اما واقعیت صنعت کشور نشان میدهد که ایران هنوز در نقطه آغاز مسیر توسعه این زنجیره قرار دارد.
تصویر کلی از ذخایر و معادن ایران
بر اساس دادههای زمینشناسی، ایران دارای ذخایر ثابتشده عناصر نادر خاکی است و دیگر نمیتوان از آن صرفاً به عنوان «پتانسیل» یاد کرد.
معدن افشار کاشان بهعنوان بزرگترین ذخیره شناساییشده این عناصر در کشور، از نوع کربناتیت است و از لحاظ مقیاس، در زمرهی ذخایر شاخص جهانی قرار میگیرد. تخمینها از میلیونها تن ماده معدنی با عیار قابل توجه حکایت دارد. اهمیت این معدن فراتر از یک پروژه معدنی است؛ زیرا میتواند جایگاه ایران را در نقشه جهانی عناصر نادر خاکی دگرگون سازد.علاوه بر افشار، مناطق سیرجان، بیرجند، خراسان و کرمان نیز در حال طی مراحل اکتشاف و ارزیابی زمینشناسی هستند.
گره اصلی: فناوری و فرآوری
اگرچه اکتشافات اولیه با توفیق نسبی همراه بوده، اما حوزه استخراج صنعتی و فرآوری همچنان حلقه مفقوده زنجیره ارزش ایران است.فرآوری عناصر نادر کاری پیچیده، پرهزینه و دانشبنیان است. این مواد معمولاً در طبیعت بهصورت مجموعهای از عناصر بههمپیوسته یافت میشوند و جداسازی آنها نیازمند فناوریهای شیمیایی بسیار پیشرفته و سرمایهگذاری سنگین است.در حال حاضر، توان فناورانه داخلی برای انجام این فرآیند وجود ندارد و فعالیتها محدود به واحدهای تحقیقاتی کوچک است؛ موضوعی که وابستگی ایران به واردات فناوری از معدود کشورهای صاحب این دانش (بهویژه چین) را تشدید کرده است.
چالشهای ساختاری پیش روی ایران
زنجیره عناصر نادر در ایران با مجموعهای از چالشهای نهادی و اقتصادی روبهرو است که میتوان آنها را در پنج محور اصلی خلاصه کرد:
- فناوری و دانش فنی محدود: عدمدسترسی به دانش خالصسازی و جداسازی عناصر نادر، که در انحصار چند قدرت معدنی دنیاست.
- کمبود سرمایهگذاری بلندمدت: پروژههای معدنی در بخش فرآوری بازده کوتاهمدت ندارند و به سرمایه سنگین نیاز دارند؛ تحریمها نیز ورود سرمایه خارجی را دشوار کرده است.
- محدودیتهای بینالمللی و تحریمها: تحریمها، مانع از انتقال فناوریهای کلیدی و صادرات محصولات نهایی میشوند.
- ضعف زیرساختها در مناطق معدنی: کمبود شبکههای حملونقل، انرژی و آب در نواحی معدنی دورافتاده، هزینههای توسعه را افزایش میدهد.
- ملاحظات زیستمحیطی: فرآوری عناصر نادر خاکی، پسماندهای شیمیایی و رادیواکتیو تولید میکند که نیازمند استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی و مدیریت دقیق است.
فرصتهای راهبردی پیش رو
در کنار چالشها، این صنعت حامل فرصتهای مهمی برای تعیین نقش آینده ایران در اقتصاد جهانی نیز هست:
-
اهمیت ژئواکونومیک عناصر نادر
عناصر نادر، «نفت نوین» جهان محسوب میشوند؛ از صنایع دفاعی تا انرژیهای تجدیدپذیر و تجهیزات الکترونیکی بهشدت به آنها وابستهاند. دستیابی به این زنجیره برای ایران، به معنای کسب استقلال فناوری و راهبردی است.
-
حرکت به سمت زنجیره ارزش کامل:هدف باید عبور از صادرات مواد خام و حرکت به سوی تولید محصولات با ارزش افزوده بالا مانند آهنرباهای دائمی، فسفرهای صنعتی و آلیاژهای خاص باشد.
-
کاهش وابستگی به واردات فناورانه:تولید داخلی عناصر نادر میتواند وابستگی به واردات تجهیزات الکترونیکی و انرژیهای نو را کاهش دهد.
-
تمرکز سیاستگذاری دولت: در سیاستهای بالادستی، توسعه صنایع معدنی و عناصر نادر به عنوان اولویت راهبردی شناسایی شده است؛ دولت نیز در تلاش است مسیر جذب سرمایه و فناوری را تسهیل نماید.
ضرورت شکلگیری زنجیره بومی ارزش
ایران از منظر ذخایر معدنی، یکی از غولهای خاموش در عرصه عناصر نادر است؛ اما این غول تنها زمانی بیدار میشود که دو مؤلفه کلیدی تحقق یابد:توانمندسازی فناوری و تعامل بینالمللی هدفمندسرمایهگذاری پایدار و رویکرد صنعتی بلندمدت از سوی دولت و بخش خصوصیاگر این دو مسیر به صورت همزمان پیش برود، ایران میتواند در دهه آینده به بازیگری مؤثر در بازار جهانی عناصر نادر تبدیل شود؛ بازاری که آینده اقتصاد انرژی، فناوری پیشرفته و حتی توازن ژئوپلیتیک جهان را رقم خواهد زد.