وی با اشاره به اینکه مشکل اصلی بخش کشاورزی، کمبود دانش نیست بلکه عدم استفاده از آن است، تصریح کرد: ما مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی قویای داریم که دانش لازم را تولید کردهاند، اما چالش اصلی این است که چگونه بهرهبرداران بخش کشاورزی این دانش را بپذیرند و در واحدهای تولیدی خود به کار گیرند. این مشکل در واحدهای بزرگ کمتر دیده میشود، اما در واحدهای کوچک روستایی باید راهکارهایی برای پذیرش دانش توسط کشاورزان پیدا کنیم.
فتحی به نقش شرکتهای دانشبنیان در بخش کشاورزی اشاره کرد و گفت: بسیاری از شرکتهای فنی و مهندسی که توسط فارغالتحصیلان کشاورزی تأسیس شدهاند، به دلیل استانداردهای سختگیرانه نتوانستهاند دانشبنیان شوند. در حالی که این شرکتها دانش لازم را دارند و باید ضریب نفوذ دانش در بخش کشاورزی افزایش یابد.
وی با تأکید بر اهمیت کشاورزی قراردادی در توسعه صادرات، تصریح کرد: مشکل ما این است که صادرات کشاورزی مازاد تولید داخلی است، نه صادراتمحور. باید به نقطهای برسیم که تولید از ابتدا با هدف صادرات انجام شود. برای این کار، تجار باید از قبل نیازهای خود را مشخص کنند تا کشاورزان مطابق استانداردهای کشورهای هدف تولید کنند. وزارت جهاد کشاورزی آمادگی دارد کشاورزان را به تجار متصل کند، اما تاکنون این ارتباط به شکل مطلوب برقرار نشده است.
فتحی با اشاره به نقش سایر دستگاههای دولتی در امنیت غذایی و مدیریت منابع آب، گفت: تحقق کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی مستلزم همکاری وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی است. اگر منابع لازم برای بهینهسازی مصرف آب تأمین نشود، صرفاً مطالبه از کشاورزان نمیتواند نتیجهبخش باشد.
وی در پایان تأکید کرد: امنیت غذایی و کشاورزی دانشبنیان نیازمند همکاری همهجانبه بین دولت، کشاورزان، دانشگاهها و بخش خصوصی است و این امر باید به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.