اقتصادنگار- اصفهان؛ استانی که بر پیشانی صنعت ایران نشسته، امروز زیر بار خاموشیها بهتدریج نفسهای تولید را از دست میدهد. در حالی که چندین نیروگاه بزرگ از جمله نیروگاه اصفهان، زایندهرود و نیروگاههای خورشیدی، این استان را به یکی از کانونهای اصلی تولید برق کشور تبدیل کردهاند، اما پارادوکس عجیبی میان ظرفیت و واقعیت شکل گرفته: برق هست، اما برای تولیدکننده نیست.
به گزارش اقتصادنگار بحران ناترازی انرژی، چنان ابعاد گستردهای یافته که اکنون تنها یک چالش زیرساختی نیست، بلکه تهدیدی عمیق برای دوام اقتصادی کشور و ثبات اجتماعی قلمداد میشود.
صنعتیترین استان، خاموشترین خطوط تولید
از فولاد گرفته تا نساجی، از صنایع غذایی تا شیمیایی، قلب تولید ایران در اصفهان میتپد. اما در سالهای اخیر، این ضربان به دلیل قطعیهای مکرر برق دچار اختلال شده و هر بار که برق میرود، خط تولیدی خاموش میشود، سفارشی عقب میافتد، و ضربهای تازه بر اعتماد مشتریان و سرمایهگذاران وارد میشود.
مجید شاهسنایی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با اقتصادنگار میگوید:
«اصفهان علیرغم داشتن زیرساختهای قوی برای تولید انرژی، با بحرانی مواجه است که ریشه در ناترازی ساختاری و ضعف در مدیریت منابع دارد.»
وی تأکید میکند که هر بار قطع برق، نهفقط یک توقف ساده بلکه زنجیرهای از هزینهها را بهدنبال دارد؛ از اضافهکاریهای اجباری برای جبران تولید گرفته تا خسارت در ماشینآلات حساس، کاهش کیفیت محصول، و حتی تهدید امنیت شغلی کارگران.
ناترازی انرژی؛ علامت ضعف ساختاری در حکمرانی انرژی
آنچه در ظاهر یک خاموشی ساده است، در واقع نماد روشنی از ناتوانی در مدیریت انرژی است. به گفته شاهسنایی، رشد بیبرنامه مصرف، توسعه بیپشتوانه صنایع، و عدم نوسازی زیرساختهای توزیع برق، همگی در شکلگیری این بحران نقش دارند.
«وقتی در شهری که خود برق تولید میکند، روزانه چندین ساعت خاموشی داریم، این دیگر فقط کمبود برق نیست؛ این نشانه یک تناقض ساختاری در حکمرانی انرژی است.»
هزینههای پنهان، پیامدهای آشکارخاموشیهای مکرر برای صنایع فقط معادل توقف موقت نیست. استفاده از ژنراتورهای پرهزینه، افزایش نرخ استهلاک تجهیزات، تأخیر در تحویل سفارشات و حتی بیکاری کارگران، تنها بخشی از زنجیره خسارتهایی است که صنایع متحمل میشوند.
در صنایع حساس مانند دارویی، شیمیایی و غذایی، نوسان برق حتی میتواند کیفیت نهایی محصول را تحتالشعاع قرار دهد. و در بازارهای رقابتی داخلی و خارجی، کیفیت پایین یعنی از دست رفتن بازار.
نیروگاههای خورشیدی؛ راهکار یا وعدهای بیسرانجام؟
مصطفی رجبی مشهدی، مدیرعامل توانیر، توسعه نیروگاههای خورشیدی را راهی برای کاهش فشار بر شبکه میداند و از حمایت دولت از سرمایهگذاران در این حوزه خبر میدهد. استاندار اصفهان نیز تأکید دارد که نیروگاههای خورشیدی باید در جوار شهرکهای صنعتی احداث شوند تا هزینههای انتقال و تلفات کاهش یابد.
اما اقتصادنگار معتقد است راهکارهای میانمدت و بلندمدت نباید جای پاسخگویی فوری به بحران فعلی را بگیرند. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر ضروری است، اما پیش از آن، باید بحران ناترازی فعلی را با مدیریت تقاضا، اصلاح زیرساخت توزیع و تدوین برنامههای عملیاتی کنترل کرد.
پیشنهادهایی برای برونرفت از بحران
کوروش خسروی، معاون اقتصادی استاندار اصفهان، پیشنهاد میدهد «بهجای تحمیل محدودیتها از بالا، بهتر است کاهش ۳۰ درصدی مصرف بهصورت داوطلبانه و مدیریتشده بر عهده واحدهای صنعتی گذاشته شود.»
او همچنین خواستار آگاهی بیشتر سیاستگذاران پایتخت از نقش اصفهان در تأمین محصولات ملی شد و تأکید کرد: نادیده گرفتن سهم این استان، تبعات سنگینی برای اقتصاد کشور دارد.
به گفته کارشناسان و تولید کنندگان خاموشیهای امروز، فقط خاموشی چراغ نیست، خاموشی تولید است، خاموشی اعتماد است، خاموشی آینده است.
اصفهان، استانی که با ظرفیتهای بینظیر تولید برق میتواند الگوی توسعه پایدار انرژی باشد، اکنون زیر سایه ناترازی، با آیندهای مبهم روبهرو است.
اقتصادنگار هشدار میدهد:اگر حکمرانی انرژی در کشور بازتعریف نشود و عدالت در تخصیص برق برای استانهای صنعتی برقرار نگردد، قطعی برق نه یک اتفاق موسمی، بلکه یک بحران مزمن و دائمی خواهد شد.