«هواپیماهایی به نرخ خاویار؛ تهاتر نفت با ایرباس‌های دست‌دوم» تقدیم می‌شود:

اقتصادنگار گزارش میدهد:

«هواپیماهایی به نرخ خاویار؛ تهاتر نفت با ایرباس‌های دست‌دوم» تقدیم می‌شود:

به اقتصادنگار – در بازار جهانی، نفت کالایی استراتژیک است؛ سرمایه‌ای ملی که اگر با تدبیر هزینه نشود، سرنوشتی جز اتلاف نخواهد داشت. اکنون اما بار دیگر شاهد معامله‌ای هستیم که بوی حیف‌ومیل می‌دهد: دو فروند هواپیمای ایرباس، مستعمل و کم‌ارزش، با قیمتی معادل هواپیماهای نو، به کشور وارد شده‌اند. اما نکته تلخ‌تر، سازوکار این معامله است: تهاتر نفت ایران با شرکت چینی‌ای به‌نام HAOKUN ENERGY، شرکتی که در سطح جهانی نیز نامی از آن به میان نمی‌آید و سوابق مشخصی در این سطح از مبادلات ندارد.
طبق اطلاعات موجود، هر یک از این هواپیماها قیمتی کمتر از ۳۰ میلیون دلار دارند. با این حال، شرکت چینی طرف قرارداد، در یک سازوکار مبهم، آنها را به‌قیمت ۱۱۶ میلیون دلار محاسبه کرده و در قالب تهاتر، به‌جای پول نقد، نفت ایران را در ازای‌شان دریافت کرده است. این یعنی هواپیماهایی با نرخ خاویار، که نه از مسیر رسمی خرید، بلکه از کانالی سایه‌گون و بدون نظارت دقیق وارد کشور شده‌اند.
تهاتر یا تاراج منابع؟
تهاتر در شرایط تحریمی، ابزاری اضطراری برای تداوم جریان تجارت خارجی است. اما تهاتر نیز قاعده دارد، شفافیت می‌طلبد، و از همه مهم‌تر، باید به‌نفع منافع ملی باشد. در این‌جا اما، نه تنها قیمت‌گذاری هواپیماها غیرواقعی است، بلکه شریک تجاری نیز فاقد پیشینه‌ای معتبر و روشن در حوزه صنعت هوانوردی است.
چرا این معامله با چنین شرکتی انجام شده؟ آیا هیچ نهاد نظارتی در فرآیند قیمت‌گذاری دخالت داشته؟ آیا سازمان برنامه‌وبودجه، وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی از جزئیات این تهاتر نفتی خبر داشته‌اند؟ چرا اطلاعات این قرارداد به‌صورت عمومی منتشر نمی‌شود؟ این‌ها پرسش‌هایی است که پاسخش باید در اتاق‌های شیشه‌ای مدیریت اقتصادی داده شود، نه در پشت درهای بسته.
خام‌فروشی، این‌بار با طعم هواپیما
سال‌هاست که خام‌فروشی نفت مورد نقد اقتصاددانان و سیاست‌گذاران است. اما در این ماجرا، ما با نوعی خام‌فروشی مضاعف مواجهیم: فروش غیرنقدی نفت با قیمتی کمتر از ارزش واقعی آن و دریافت کالاهایی با قیمتی بالاتر از ارزش واقعی‌شان. یعنی از هر دو طرف، ضرر کرده‌ایم؛ هم نفت را ارزان داده‌ایم، هم هواپیما را گران خریده‌ایم. در واقع، ثروت ملی به قیمت گزاف خرج شده، بدون آنکه بازدهی متناسبی در حوزه حمل‌ونقل هوایی ایجاد کند.
غفلت از ظرفیت‌های داخلی
در حالی‌که ده‌ها شرکت داخلی در زمینه تعمیر، نگهداری، و حتی بازسازی ناوگان هوایی فعالیت دارند، و در شرایط تحریمی تجربیات ارزشمندی اندوخته‌اند، سیاست‌گذار ترجیح داده با یک شرکت خارجی گمنام معامله کند؛ بدون مزایده، بدون رقابت، و بدون شفافیت. این یعنی بی‌اعتمادی به توان داخلی و استمرار وابستگی در قالبی جدید.
ماجرای ایرباس‌ها، آینه‌ تمام‌نمای حکمرانی اقتصادی
این معامله، فقط خرید دو هواپیما نیست؛ یک نشانه است. نشانه‌ای از ضعف ساختارهای نظارتی، خلأ شفافیت، و نبود اراده برای اصلاح فرآیندهای حیاتی در مدیریت منابع کشور. از رانت تا قیمت‌گذاری صوری، از عدم اطلاع‌رسانی تا حذف رقابت آزاد، همه در این نمونه موج می‌زنند. نتیجه آنکه نه‌تنها منابع کشور به حراج می‌رود، بلکه فرصت‌های توسعه پایدار و تقویت توان ملی نیز یکی‌یکی از دست می‌رود.
اگر قرار است اقتصاد ایران در برابر تحریم‌ها تاب بیاورد، نیازمند شفافیت، نظارت هوشمند و استفاده از ظرفیت‌های درون‌زاست؛ نه اعتماد به شرکت‌های گمنام خارجی با قراردادهایی گران‌تر از نرخ خاویار.

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesadnegar.com/?p=32394

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: