به گزارش اقتصادنگار – در دل تابستانی که هنوز نیمهجان است، برقِ ایران از نفس افتاده. شبکهای کهنه، کابلهایی که دیگر طاقت ندارند، و صنایعی که بیش از آنچه باید، برق میبلعند. همزمان، سیاستی کهنهتر بر فضای مدیریت انرژی سایه انداخته: یارانه پنهانی که برق را به جای اینکه به قیمت واقعی، به قیمت رفاقت عرضه میکند. نتیجه چیست؟ اتلاف، ناترازی، و فرسایش سیستم زیرساختی برق کشور.
از برق مجانی تا برق مفت: یارانهای به نام «برق صنعتی»
بر اساس گفتههای مصطفی رجبی مشهدی، مدیرعامل توانیر، در حال حاضر تنها صنایع فولادی هستند که برق را با نرخ نسبتاً واقعی – یعنی حدود دو هزار تومان به ازای هر کیلوواتساعت – دریافت میکنند. باقی صنایع، اما همچنان در همان حباب قیمتی چهارصد تومانی زندگی میکنند. اگر قیمت واقعی تولید برق را با درنظر گرفتن بهای واقعی سوخت حدود چهار هزار تومان در نظر بگیریم، آنگاه مشخص میشود که حتی با محاسبه یارانهای سوخت (یعنی قیمت تمامشده حدود هزار تومان)، باز هم صنعت ایران بهازای هر کیلوواتساعت، حدود ۶۰۰ تومان یارانه پنهان دریافت میکند.
صنایع گرسنه برق، شبکهای گرسنه سرمایه
توانیر میگوید مصرف برق در بخش آهن و فولاد حدود دو برابر استانداردهای تعیینشده سازمان ملی استاندارد است. اما این فقط نوک کوه یخ است. مصرف برق به ازای هر تن تایر و تیوپ، ۱۰۰ درصد بیشتر از حد مجاز است؛ در تولید سرب و روی ۶۶ درصد، روغن نباتی ۲۷ درصد، و در آلومینیوم ۱۱ درصد فراتر از خط قرمز تعیینشده است. این یعنی ما با صنعتی روبهرو هستیم که نهتنها بهینه مصرف نمیکند، بلکه ساختار انگیزشی آن برای اصلاح نیز وجود ندارد.
در همین حال، احمد رضوینیک، عضو انجمن نوردکاران فولاد، میگوید که واحدهای صنعتی متعلق به بخش خصوصی، معمولاً از تجهیزات بهروزتری استفاده میکنند و مصرف انرژیشان حتی از استاندارد ملی هم کمتر است. به گفته او، حدود ۸۵ درصد از تولید مقاطع طویل فولادی کشور را همین بخش خصوصی انجام میدهد — اما با تعرفهای مشابه با صنایع دولتی و شبهدولتی که بهرهوری پایینی دارند.
شبکهای که پیش از رسیدن به مصرفکننده، برق را میبلعد
در حالی که تمرکز افکار عمومی بیشتر بر مصرفگرایی صنایع یا منازل است، نباید از واقعیتی مهمتر غافل شد: شبکه انتقال و توزیع برق کشور فرسوده است و تلفات بالایی دارد. آمار رسمی میگوید ۱۱ درصد از کل برق تولیدی کشور پیش از رسیدن به مصرفکننده، در مسیر تلف میشود. اما برخی کارشناسان از ارقام بالاتری سخن میگویند: امیرعباس سلطانی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، این عدد را بین ۲۵ تا ۳۰ درصد تخمین میزند؛ حمیدرضا صالحی، دبیرکل فدراسیون صادرات انرژی، عددی بین ۱۵ تا ۲۰ درصد را محتمل میداند.
علیرضا کلاهی، از فعالان صنعت برق نیز معتقد است تنها در تهران، بیش از هزار کیلومتر کابل فرسوده در شبکه انتقال وجود دارد، اما در پنج سال اخیر، حتی صد کیلومتر آن هم تعویض نشده است. نتیجه آنکه برق نه به دلیل کمبود تولید، بلکه به دلیل پوسیدگی ساختاری، به مصرفکننده نمیرسد.
قانون هست؛ اجرا نه
بر اساس ماده ۲۶ قانون اصلاح الگوی مصرف، صنایع موظفاند بهای برق مصرفی بیش از حد استاندارد را به نرخ صادراتی بپردازند. اما تا امروز، این ماده تقریباً معلق مانده و سیاستهای قیمتی نادرست، باعث شده است که حتی صنایع پرمصرف نیز همچنان برق یارانهای دریافت کنند. تنها فولادیها مشمول تعرفهی ECA شدهاند؛ تعرفهای که باز هم فاصله زیادی با قیمت واقعی دارد.
این در حالی است که با گزارشهای رسمی، تنها کمتر از ۳۰۰ واحد از میان ۴۵۰۰ واحد صنعتی کشور مصرف برق خود را به سازمان استاندارد گزارش دادهاند. بقیه در خاموشیِ نظارت گم شدهاند.
سیاستی برای خاموشی آینده؟
در نگاه کلان، مسأله اصلی نه تولید برق است، نه مصرف بیرویه. بلکه ناترازی ساختاری در طراحی و اجرای سیاستهای انرژی است. صنایع پرمصرف، برق را مفت میگیرند و به قیمت جهانی میفروشند؛ شبکه برق فرسوده است و سالهاست سرمایهگذاری واقعی در آن نشده؛ قانونها نوشته میشوند اما اجرا نمیشوند؛ و در نهایت، کسی هزینهها را نمیپردازد — جز مردم، و اقتصاد ملی.
در همین سهماهه نخست سال ۱۴۰۴، مصرف برق کشور حدود ۴۷۰۰ مگاوات کاهش یافته. نیمی از آن ناشی از جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل بوده است. اما آیا برای فردای بدون جنگ، برای روزهایی که گرمای تابستان به اوج میرسد و صنایع هم با تمام توان کار میکنند، برنامهای هست؟ مدیران صنعت برق از ۳۶ بسته مدیریت مصرف سخن گفتهاند. اما وقتی حتی کابلهای هزار کیلومتری تهران را در پنج سال، صد کیلومتر هم تعویض نکردهایم، چطور میتوان به این وعدهها دل بست؟
برق، آیینهای از اقتصاد ماست
نظام برق کشور، همانطور که هست، نمایی دقیق از اقتصاد ایران است: یارانهای، ناکارآمد، رانتزده، و در عین حال تابآور به لطف نیروی انسانی فداکار و بهرهگیری از منابع خدادادی. اما تابآوری هم حدی دارد.
زمان آن فرارسیده که برق را نه با سیاست، که با عقلانیت قیمتگذاری کنیم. وگرنه، خاموشی فقط در کابلها نخواهد ماند؛ به صنایع، اشتغال و رشد اقتصادی هم خواهد رسید.