رژ لب، قهوه فانتزی و کابوس تورم؛ روایت اقتصاد نمایشی در ایران

اقتصادنگار گزارش می دهد:

رژ لب، قهوه فانتزی و کابوس تورم؛ روایت اقتصاد نمایشی در ایران

به گزارش اقتصادنگار – اقتصاد ایران، نه فقط در کالاهای اساسی، بلکه در ویترین‌ لوازم آرایشی، لیوان‌های قهوه کافه‌ها و فیلترهای اینستاگرامی، نشانه‌هایی از عمق بحران خود را فریاد می‌زند. این روایت، خوانشی است از روان‌شناسی مصرف در عصر تورم، از دریچه «اقتصاد رژلبی».
وقتی تظاهر، جای رفاه را می‌گیرد
در اقتصادهایی که زیر بار تورم مزمن و رکود فرساینده خم شده‌اند، تغییر رفتار مصرف‌کننده نه یک انحراف، بلکه یک نشانه است. نشانه‌ای از شکست یک نظام اقتصادی در ایجاد احساس ثبات، امنیت و آینده‌مندی. در ایرانِ امروز، گرایش مردم به کالاهای لوکس کوچک، از رژ لب قرمز تا دسرهای پر زرق‌وبرق، تنها یک معنا دارد: تلاش برای بازسازی احساس کنترل و شأن فردی در دل هرج‌ومرج معیشتی.
این پدیده در ادبیات اقتصادی با عنوان Lipstick Effect یا اثر رژلب شناخته می‌شود؛ الگویی از رفتار مصرفی که در شرایط بحرانی، تقاضا برای نمادهای کوچک و نمایشی رفاه را افزایش می‌دهد، حتی اگر هزینه آن حذف اقلام ضروری‌تر باشد.
تورم در نقش طراح سبک زندگی
آمار رسمی می‌گوید تورم سالانه ۱۴۰۳ در ایران به ۳۲.۵ درصد رسیده؛ اما آنچه در خیابان‌ها، فروشگاه‌ها و فضای مجازی دیده می‌شود، فراتر از عدد است. مردم، به‌ویژه اقشار متوسط و پایین، از پس‌انداز و سرمایه‌گذاری فاصله گرفته‌اند و به جای آن، به خرید عطرهای جیبی، لاک ناخن، قهوه‌های خاص و لباس‌های برند‌نما روی آورده‌اند.
این‌ها تنها کالا نیستند؛ این‌ها روایت‌هایی هستند از جنگ روانی یک جامعه با نااطمینانی.
نسخه ایرانی اقتصاد رژلبی؛ از ویترین تا اینستاگرام
در نسخه بومی‌شده «اقتصاد رژلبی»، آنچه می‌درخشد نه تنها رژ لب، که ده‌ها کالای کوچک اما براق است:
عطری کوچک در کیف یک زن خانه‌دار در محله فقیرنشین
قهوه‌ای خاص در دست یک جوان دهه‌هشتادی در کافه‌ای لاکچری
پکیج‌های آرایشی فیک با بسته‌بندی برندنما
لباس‌هایی از فست‌فشن ترکیه‌ای در ویترین فروشگاه‌های اینستاگرامی
این‌ها نه نشانه رفاه، بلکه نشانه گم‌گشتگی‌اند. مصرف‌گرایی جبرانی به جای مشارکت واقعی.
سکوت سیاست‌گذار در برابر فریاد مصرف‌گرایی نمایشی
مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که تصمیم‌گیران اقتصادی، این تغییر الگوی مصرف را نشانه رونق می‌پندارند؛ در حالی که واقعیت چیزی جز تلاش روانی مردم برای دوام آوردن در دل فروپاشی اقتصادی نیست.
وقتی جوان ایرانی نمی‌تواند خانه بخرد، شغل پایدار پیدا کند یا پس‌انداز کند، اما همچنان عطر می‌زند و قهوه گران می‌نوشد، تحلیلگر نباید او را لاکچری‌نما بخواند؛ باید او را بازمانده‌ای از طبقه متوسط بداند که در حال تقلا برای حفظ هویت است.
آیا امیدی هست؟ از تظاهر به تملک واقعی
راه نجات از این چرخه تلخ، فقط در کاهش تورم یا مدیریت بازار ارز نیست. مردم باید حس کنند می‌توانند به جای مصرف نمایشی، در رشد واقعی اقتصاد مشارکت کنند.
یکی از مسیرهای مغفول‌مانده، بازار سرمایه است. بازاری که اگر از دلالی، فساد و نااطمینانی رها شود، می‌تواند جایگزین واقعی برای مصرف‌گرایی جبرانی باشد. وقتی جوان ایرانی بتواند سهمی واقعی از یک شرکت نوآور یا تولیدی داشته باشد، وقتی مفهوم «تملک» از یک رژ لب یا گوشی موبایل، به یک دارایی مولد تغییر کند، آنگاه شاید بتوان به عبور از اقتصاد رژلبی امید بست.
زنگ خطری از عمق جامعه
اقتصاد رژلبی فقط یک مفهوم اقتصادی نیست؛ زنگ هشداری روان‌شناختی است. نشانه‌ای که می‌گوید امید در حال فرسایش است، مشارکت در حال تقلیل است، و جامعه در حال خزیدن به سمت نمایشی از رفاه، بدون واقعیت آن است.اگر سیاست‌گذار امروز نشنود، فردا ممکن است صدای انفجار اجتماعی، جایگزین زمزمه این زنگ هشدار شود.

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesadnegar.com/?p=34942

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: