اقتصادنگار – سالهاست اقتصاد ایران با بیماری مزمنی به نام تورم ساختاری دست و پنجه نرم میکند؛ بیماریای که نهتنها قدرت خرید مردم را فرسوده، بلکه ظاهر پول ملی را نیز دچار اعوجاج کرده است. در این میان، طرح حذف چهار صفر از واحد پولی کشور، بار دیگر به سطح تصمیمگیریهای رسمی بازگشته و با عبور از کمیسیون اقتصادی مجلس، وارد فاز اجرایی شدن شده است. اما آیا این اقدام نسخهای برای درمان ساختارهای بیمار اقتصاد ایران است یا صرفاً تلاش برای آبروداری ظاهری در برابر آمارهای درشت و اسناد مالی گیجکننده؟
صورتمسئله: صفرهایی که به پول ملی سنجاق شدند
در دهههای اخیر، کاهش مستمر ارزش پول ملی، باعث ظهور صفرهایی بیخاصیت در اسکناسها و اسناد مالی شده است. بهعنوان نمونه، «ریال» که روزگاری نشانهای از اقتدار اقتصادی بود، اکنون در برابر «تومان» محو شده و در مناسبات روزمره جایگاهی ندارد. اصطلاحاتی همچون “همت” (هزار میلیارد تومان) نیز زاییده همین درشتنویسی پولی است؛ جایی که دیگر ارقام بودجه و ترازنامه شرکتها بدون مخفف قابل خواندن نیستند.
روایت رسمی: سادهسازی و روانسازی، نه درمان تورم
مطابق بیانیههای بانک مرکزی، حذف صفرها «نه» یک سیاست پولی است و «نه» ابزار کنترل تورم. بلکه صرفاً اقدامی است در راستای تسهیل نگارش و محاسبات مالی، کاهش هزینههای چاپ اسکناس و ارتقای ظاهری اعتبار پول ملی در عرصههای بینالمللی. در واقع، آنچه سیاستگذاران بهدنبال آن هستند، نه ترمیم بنیانهای ارزش پول ملی، بلکه مدیریت شکل و نمای آن است؛ همچون جراحی زیبایی برای بیماری مزمن.
حذف صفر؛ اصلاح صوری در غیاب اصلاح ساختاری
برخلاف برداشت عمومی، حذف صفر نه بهمعنای افزایش ارزش پول است و نه به معنای بهبود قدرت خرید. از منظر فنی، این اصلاح تنها بر نحوه ثبت، نگارش و بیان اعداد اثر میگذارد، نه بر قیمتها و نه بر نسبتهای واقعی عرضه و تقاضا. همان کالا که دیروز یک میلیون تومان قیمت داشت، امروز هزار «تومان جدید» خواهد بود؛ تغییری صرفاً اسمی، نه واقعی.
آنگونه که کارشناسانی چون ابراهیم بهادرانی تأکید کردهاند، این اقدام نه مهار تورم میآورد، نه سرمایهگذاری را تقویت میکند و نه باعث بهبود بودجه دولت میشود. اگر هدف، تقویت پول ملی است، راه آن از کنترل پایه پولی، تعادل بودجه، اصلاح ساختار یارانهها و کاهش وابستگی به استقراض از بانک مرکزی میگذرد؛ نه از حذف چند صفر.
اقتصاد دیجیتال و کمرنگ شدن اسکناس
با توجه به اینکه بیش از ۹۸ درصد مبادلات پولی در اقتصاد ایران بهصورت الکترونیکی انجام میشود، نقش اسکناس و مسکوک در مبادلات واقعی بهشدت محدود شده است. لذا هرگونه استدلال درباره کاهش هزینه چاپ اسکناس یا سادهسازی حمل پول، در عمل اهمیت حاشیهای دارد. اقتصاد دیجیتال، پیش از حذف صفر، عملاً کار حذف اسکناسهای درشت را کرده است.
تبعات اجرایی و هزینههای پنهان
حذف صفرها تنها به چاپ اسکناسهای جدید خلاصه نمیشود. این اقدام نیازمند بازطراحی نظام حسابداری ملی، بازنویسی نرمافزارهای مالی، اصلاح سیستمهای بانکی، تغییر فرمهای حقوقی، و بازآموزی عمومی گسترده است. هرگونه بیتوجهی به این ابعاد، میتواند منجر به سردرگمی عمومی، اختلال در ترازنامه شرکتها، و حتی سوءاستفادههای مالی در دوران گذار شود.
اثرات روانی؛ آری یا خیر؟
حامیان این طرح گاه به اثرات روانی مثبت آن اشاره میکنند؛ اینکه حذف صفرها میتواند احساس مردم نسبت به ارزش پول ملی را بهبود بخشد. اما این اثر روانی تنها در صورتی پایدار خواهد بود که همزمان شاهد کاهش پایدار تورم، ثبات نرخ ارز، و بهبود شاخصهای رفاه عمومی باشیم. در غیر این صورت، جامعه بهسرعت درمییابد که این اقدام تنها یک اصلاح ظاهری بوده و قدرت خرید آنان تغییر نکرده است.
تجربه جهانی؛ درسهایی از ترکیه تا زیمبابوه
در کشورهای مختلف، حذف صفر معمولاً در شرایطی انجام شده که اصلاحات گستردهتری در ساختار اقتصادی و مالی آن کشورها در جریان بوده است. نمونه موفق آن ترکیه است که همزمان با اصلاحات اقتصادی دهه ۲۰۰۰، شش صفر از پول ملی خود حذف کرد. اما در مقابل، کشورهایی همچون زیمبابوه که حذف صفر را بدون پشتوانه اصلاح ساختاری انجام دادند، تنها با بیاعتمادی بیشتر و کاهش ارزش پول مواجه شدند.به هر روی حذف صفرها از پول ملی، بدون مهار تورم، تنها اصلاحی صوری و نه محتوایی است.این اقدام بر قدرت خرید، تورم یا رشد اقتصادی اثر ندارد، اما میتواند ثبت و ضبط اطلاعات را سادهتر کند.
هزینههای پنهان، چالشهای نرمافزاری، حسابداری و روانی باید پیش از اجرا برآورد دقیق شوند.
در غیاب اصلاحات بنیادین، این طرح تنها به بازنویسی ظاهر یک اقتصاد فرسوده میانجامد؛ نه احیای اعتبار پول ملی.
- بدون نظر
- کدخبر:35599
- حوزه: بازار های مالی, اسلایدر
اقتصادنگار گزارش میدهد:
حذف چهار صفر؛ جراحی زیبایی پول ملی یا مسکّن موقت ناکارآمد؟
لینک کوتاه خبر:
https://eghtesadnegar.com/?p=35599
پربحث ترین ها