همبستگی بازارها؛ زنجیره پنهان سیگنال‌ها در اقتصاد

اقتصادنگار تحلیل می کند:

همبستگی بازارها؛ زنجیره پنهان سیگنال‌ها در اقتصاد

اقتصادنگار – بازارهای مالی، هرچند در ظاهر مستقل به نظر می‌رسند، اما در اعماق خود با رشته‌های نامرئی به یکدیگر متصل‌اند. این پیوند، که در زبان آمار «همبستگی» نام دارد، نه‌تنها ابزاری برای سنجش میزان هم‌جهتی یا واگرایی دو بازار است، بلکه اگر به‌درستی تفسیر شود، می‌تواند به کلیدی برای پیش‌بینی تحولات آتی تبدیل شود.
برای نمونه، وقتی ضریب همبستگی میان قیمت بیت‌کوین و شاخص نزدک( نزدک (به انگلیسی: NASDAQ ) یک بازار بورس سهام در ایالات متحده است)در یک بازه مشخص به عدد +۰٫۸ می‌رسد، این پیام روشن را مخابره می‌کند که این دو بازار به‌طور قوی هم‌مسیر حرکت می‌کنند. به بیان ساده‌تر، تغییرات بازار سهام آمریکا می‌تواند برای فعالان بازار رمزارزها، حکم آینه‌ای زودبازتاب را داشته باشد. در نقطه مقابل، ضریب همبستگی منفی ۰٫۷ میان طلا و دلار آمریکا نشان می‌دهد که رشد یکی معمولاً با افت دیگری همراه است؛ رابطه‌ای معکوس که سال‌هاست به‌عنوان یکی از قواعد نانوشته بازار جهانی پذیرفته شده است.
اما باید به یک دام ذهنی مهم توجه داشت: همبستگی، الزاماً به معنای علت و معلول نیست. این شاخص صرفاً وجود یک رابطه آماری را گزارش می‌کند و تفسیر آن بدون در نظر گرفتن بستر کلان اقتصادی، ساختار بازار و شرایط روانی سرمایه‌گذاران می‌تواند گمراه‌کننده باشد. افزون بر این، همبستگی‌ها ایستا نیستند؛ در گذر زمان تغییر می‌کنند و حتی ممکن است جهت آن‌ها بر اثر شوک‌های اقتصادی یا تغییر رژیم‌های سیاست‌گذاری عوض شود.
در عمل، تحلیل بین‌بازاری زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که از محدوده تعریف و تئوری فراتر رفته و وارد زمین تجربه و داده‌های واقعی شود. این رویکرد به تحلیل‌گر اجازه می‌دهد اثر دومینووار یک متغیر اقتصادی را در زنجیره بازارها ردیابی کند. مثلاً در ایران، افزایش تدریجی نرخ دلار نیمایی، هرچند بدون جهش ناگهانی، اغلب با فاصله چند هفته تا چند ماه اثر خود را در رشد بورس آشکار می‌کند. دلیل روشن است: بخش بزرگی از شرکت‌های بورسی، صادرکننده‌اند و بالا رفتن نرخ تسعیر ارز، سود ریالی آن‌ها را در گزارش‌های فصلی تقویت می‌کند.
زنجیره این اثرگذاری معمولاً چنین است:
۱. رشد نرخ دلار نیمایی
۲. افزایش سودآوری ریالی شرکت‌ها
۳. شکل‌گیری انتظارات مثبت در بازار
۴. ورود نقدینگی به بورس
۵. صعود شاخص کل
این فرایند، البته خطی و مکانیکی نیست؛ با تأخیر زمانی، واسطه‌های رفتاری و ملاحظات سیاست‌گذاری همراه می‌شود. گاهی بازار حتی قبل از مشاهده اعداد واقعی، بر پایه انتظارات آتی واکنش نشان می‌دهد؛ گویی خبر افزایش نرخ ارز، زودتر از خود آن در قیمت سهام بازتاب یافته است.
در بازار ایران نیز نمونه‌های روشن از همبستگی‌های بین‌بازاری وجود دارد: رابطه سنتی طلا و دلار، واکنش بورس به نوسانات ارزی، یا حرکت هم‌جهت برخی شاخص‌های کالایی با نرخ ارز. حتی در بازار رمزارزها، الگوی هم‌سویی ارزش بازار آلت‌کوین‌ها با شاخص‌هایی نظیر راسل ۲۰۰۰ در آمریکا، نشان می‌دهد که این روابط محدود به اقتصادهای پیشرفته نیستند.
با این حال، چرا تحلیل بین‌بازاری در ایران همچنان مهجور مانده است؟ پاسخ در چند عامل نهفته است:
سلطه تحلیل تکنیکال سطحی و نگاه تک‌بُعدی به بازارها
نبود فرهنگ تحلیل کل‌نگر و پیونددهنده میان بازارها
کمبود داده‌های ساختاریافته و بومی‌سازی‌شده
فضای مبهم سیاست‌گذاری و تغییرات ناگهانی قواعد بازی
نتیجه آن است که بازارها اغلب به‌صورت جزیره‌ای تحلیل می‌شوند؛ بورس در یک سوی میز، ارز و طلا در سوی دیگر، و مسکن و رمزارزها هرکدام در جهان خود. درحالی‌که واقعیت، شبکه‌ای پیچیده از روابط متقابل است که تنها با رویکرد بین‌بازاری می‌توان به تصویر واقعی آن نزدیک شد.
تحلیل‌گری که بتواند این همبستگی‌ها را نه به‌صورت عدد خشک، بلکه در قالب یک نقشه‌ حرکتی زنده در ذهن خود بازسازی کند، شانس بیشتری برای پیش‌بینی و واکنش درست به تحولات بازار خواهد داشت.

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesadnegar.com/?p=36189

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: