اقتصادنگار – با بازگشت تحریمهای سازمان ملل و تشدید فشارهای غرب، بسیاری انتظار داشتند صادرات نفت ایران بهسرعت سقوط کند؛ اما دادهها و گزارش اندیشکده استیمسون نشان میدهد تهران در یکی از پیچیدهترین مقاطع ژئوپلیتیک، همچنان توانسته است صادرات خود را بالای ۱.۵ میلیون بشکه در روز نگه دارد. ایران با اتکا به شبکهای از «ناوگانهای سایه»، تخفیفهای عمیق و مسیرهای مالی غیردلاری، در حال بازتعریف مفهوم مقاومت انرژی است.
بازگشت مکانیسم ماشه، اما نه توقف جریان نفت
مکانیسم ماشه که در برجام ۲۰۱۵ به کشورهای اروپایی اجازه میداد در صورت عدم پایبندی ایران به تعهداتش، تحریمهای سازمان ملل را بازگردانند، در سپتامبر ۲۰۲۵ دوباره فعال شد. بریتانیا و فرانسه با استناد به گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره غنیسازی بالا، رأی به بازگشت محدودیتها دادند.
اما در همان روزهایی که تهران زیر فشار سیاسی تازه قرار گرفت، تولید نفت ایران به ۳.۱۵ میلیون بشکه در روز رسید؛ بالاترین رقم از سال ۲۰۱۸. این داده، به گفتهی تحلیلگران استیمسون، نشان میدهد که ایران نهتنها در برابر تحریمها عقب ننشسته، بلکه استراتژی «افزایش عرضه در بحران» را بهعنوان سپر دفاعی برگزیده است.
چین؛ ستون اصلی صادرات ایران
چین همچنان محور تجارت نفتی ایران است. بیش از ۱.۵ میلیون بشکه از صادرات روزانه ایران به این کشور میرود؛ البته با تخفیفهایی که در مواردی به ۷ یا ۸ دلار در هر بشکه میرسد. در ظاهر، این تخفیفها درآمد را کاهش میدهد، اما در عمل برای ایران حکم «اکسیژن سیاسی و مالی» را دارد.
تهران با این سیاست، توانسته است حضور خود را در بازارهای آسیایی تثبیت کند و در عین حال به بازارهای خاکستری جنوب شرق آسیا، از جمله مالزی و سنگاپور، دسترسی پنهان داشته باشد. گزارش استیمسون میگوید از ژانویه ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۵ بیش از ۲۶۸ میلیون بشکه نفت ایران از پایانه خارک بارگیری و به این مسیرها صادر شده است.
مسیرهای خاکستری و ناوگانهای خاموش
تحریمهای جدید، بیمه، حملونقل و ثبت کشتیهای حامل نفت ایران را هدف گرفتهاند، اما تهران مدتهاست برای این سناریو آماده است. از غیرفعال کردن سیستمهای شناسایی خودکار کشتیها گرفته تا انتقال کشتی به کشتی در آبهای آزاد، و استفاده از پرچمهای مصلحتی در کشورهای ثالث، همه بخشی از پازل پیچیده «اقتصاد سایه انرژی ایران» است.
این شبکه غیررسمی اکنون چنان منسجم شده که حتی تحلیلگران غربی اذعان دارند اجرای مؤثر تحریمها عملاً غیرممکن شده است. هرچند هزینه حمل و نقل و بیمه افزایش یافته، اما جریان نفت قطع نشده؛ بلکه صرفاً مسیر آن تاریکتر و پرهزینهتر شده است.
قیمتگذاری انعطافپذیر و بازآرایی بازارها
تهران در کنار مسیرهای دورزننده، از ابزار قیمتگذاری پویا بهره میگیرد. سیاست «تخفیف برای بقا» باعث شده که ایران مشتریان جدیدی در آمریکای لاتین (از جمله ونزوئلا)، آفریقا و حتی عراق پیدا کند. این کشورها نفت ایران را یا بهصورت تهاتری دریافت میکنند یا از طریق مکانیسمهای غیر دلاری مانند یوان و روپیه.
به گفتهی نویسنده گزارش، امید شکری، ایران در حال گسترش زیرساختهای انتقال و ذخیرهسازی است تا وابستگیاش به تانکرهای پرریسک کاهش یابد. سرمایهگذاری در خطوط لوله و پالایشگاههای منطقهای، از جمله پروژههای مشترک در عراق و سوریه، بخشی از این طرح است.
پایداری شکننده در بازار پرریسک
اما این تابآوری، بهایی سنگین دارد. افزایش ریسک عملیاتی، هزینههای پنهان بیمه، افت نرخهای خالص فروش و دشواریهای مالی، باعث شده صادرات ایران در وضعیتی از «پایداری شکننده» قرار گیرد؛ یعنی استمرار فروش در برابر رشد هزینه و خطر.
تحلیل استیمسون پیشبینی میکند که در صورت اجرای سختگیرانهتر تحریمها، صادرات ایران بین ۱ تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت و درآمد روزانهاش به حدود ۴۵ تا ۶۰ میلیون دلار محدود میشود. با این حال، همانطور که نویسنده میگوید، «هیچ نشانهای از توقف کامل جریان نفت ایران دیده نمیشود؛ فقط شکل و مسیر آن تغییر میکند.»
تحریم، نه سد که فیلتر جریان انرژی ایران
ایران در دو دهه اخیر نشان داده که تحریمها بیشتر بهمنزلهی «فیلتر» جریان انرژی عمل میکنند تا «سد». نفت همچنان جریان دارد، اما مسیرها پنهانتر، هزینهها بیشتر و بازیگران محدودتر شدهاند. این ساختار اگرچه شکننده است، اما کارآمد باقی مانده است.
اقتصاد ایران امروز با پارادوکسی عجیب روبهروست: صادرات پایدار در کنار انزوای مالی؛ تداوم درآمدهای نفتی در کنار فرسایش زیرساختی و ریسک فزاینده. به تعبیر اقتصادنگار، این همان نقطهای است که سیاست خارجی و اقتصاد در یک خط باریک میان «مقاومت» و «آسیبپذیری» حرکت میکنند.
جمعبندی تحلیلی
بازگشت تحریمها، بار دیگر آزمون تابآوری اقتصاد انرژی ایران را رقم زده است. تهران در این میدان، بهجای عقبنشینی، راهبرد «انعطاف در سایه» را برگزیده است؛ شبکهای که از تخفیفهای هوشمندانه تا مسیرهای پنهان مالی گسترده شده است.
اما تداوم این وضعیت بدون اصلاحات ساختاری در صنعت نفت، بازسازی میادین فرسوده و تنوعبخشی واقعی به صادرات، میتواند در بلندمدت شکنندگی اقتصاد ایران را تشدید کند.
در نهایت، مقاومت نفت ایران ستودنی است، اما اگر بهجای استراتژی، به عادت بدل شود، خطر تبدیل شدن به «مقاومت فرسوده» جدی خواهد بود.