آزادی عمل سیاست‌گذار پولی؛ معجزه‌ای برای ثبات؟

آیا رهایی بانک مرکزی از دولت، کلید نجات اقتصاد از تورم‌های مزمن است؟

آزادی عمل سیاست‌گذار پولی؛ معجزه‌ای برای ثبات؟

اقتصادنگار – در هر اقتصادی، جایی میان سیاست و علم، نهادی ایستاده است که مأموریت دارد نظم پولی را حفظ کند و قطب‌نمای ثبات را از دست ندهد؛ نهادی به نام بانک مرکزی. اما پرسش کلیدی آن است که آیا تا زمانی که این نهاد در زنجیر تصمیم‌های سیاسی گرفتار باشد، می‌تواند ناجی تورم و حافظ ارزش پول ملی باشد؟
استقلال بانک مرکزی؛ رؤیایی در میانه آرمان و واقعیت
ایده استقلال بانک مرکزی، دهه‌هاست که در قلب مباحث سیاست‌گذاری اقتصادی قرار دارد. در نگاه نخست، این استقلال به معنای فاصله گرفتن نهاد پولی از خواست‌های کوتاه‌مدت دولت‌هاست؛ اما در عمل، به معنای شکل‌گیری ساختاری است که تصمیم‌های پولی بر مبنای منطق اقتصادی، نه ضرورت‌های سیاسی اتخاذ شود.
دولت‌ها اغلب در معرض وسوسه‌اند تا با اتکا به منابع بانکی، کسری بودجه را جبران کنند یا در آستانه انتخابات، سیاست‌های انبساطی پیش بگیرند. اینجا همان نقطه‌ای است که استقلال بانک مرکزی معنا می‌یابد: حفظ فاصله از سیاست برای صیانت از ارزش پول ملی.
وقتی سیاست پولی در خدمت سیاستمداران است
تجربه جهانی نشان می‌دهد، هرگاه سیاستمداران مهار پول را از دست نهاد مستقل خارج کرده‌اند، نتیجه چیزی جز تورم‌های افسارگسیخته، فرار سرمایه و بی‌اعتمادی عمومی نبوده است. از آمریکای لاتین دهه ۸۰ تا ترکیه دهه ۲۰۱۰، داستان تکراری است: دخالت سیاسی در سیاست پولی، بی‌ثباتی می‌آورد.
در مقابل، کشورهایی که در دهه‌های پایانی قرن بیستم به سمت اصلاح ساختار بانک مرکزی رفتند — از آلمان و نیوزیلند تا شیلی و کره جنوبی — توانستند سطح تورم را مهار و نرخ ارز را تثبیت کنند.
پژوهش‌ها چه می‌گویند؟
مطالعات بین‌المللی اقتصاددانانی چون آلبرتو آلسینا، لارنس بال و آنا گاریگا نشان داده‌اند که میان «درجه استقلال بانک مرکزی» و «سطح تورم بلندمدت» یک رابطه معکوس و معنادار وجود دارد.
به زبان ساده، هرچه بانک مرکزی مستقل‌تر باشد، میانگین تورم پایین‌تر است و شوک‌های قیمتی دیرتر رخ می‌دهند.
اما دستاورد واقعی استقلال، تنها کاهش تورم نیست؛ بلکه افزایش اعتماد عمومی و ثبات انتظارات تورمی است. وقتی فعالان اقتصادی باور کنند که سیاست‌گذار پولی تسلیم فشارهای سیاسی نمی‌شود، رفتار مالی آنان نیز باثبات‌تر می‌شود و اقتصاد از چرخه بی‌اعتمادی فاصله می‌گیرد.
استقلال؛ نه معجزه، بلکه شرط لازم
اقتصاددانان اما هشدار می‌دهند که استقلال بانک مرکزی شرط لازم است، نه کافی.
بانک مرکزی هرچند باید از دولت مستقل باشد، اما نمی‌تواند از پاسخگویی، شفافیت و تعامل نهادی فاصله بگیرد. استقلال بدون نظارت، خود می‌تواند به نوعی «اقتدار بی‌پاسخ» تبدیل شود؛ وضعیتی که در بلندمدت، همان اندازه خطرناک است که دخالت مستقیم دولت.
در کشورهای موفق، استقلال همواره با چارچوب‌های شفاف پاسخگویی همراه بوده است: انتشار صورت‌جلسات کمیته پولی، اعلام عمومی اهداف تورمی، و الزام بانک مرکزی به ارائه گزارش‌های دوره‌ای به پارلمان. این ترکیب، راز تعادل میان استقلال و اعتماد عمومی است.
چالش کشورهای در حال توسعه؛ استقلال در قفس کسری بودجه
اما چرا استقلال بانک مرکزی در کشورهای در حال توسعه — از جمله ایران — به رؤیایی دست‌نیافتنی تبدیل شده است؟ پاسخ در یک واژه خلاصه می‌شود: بودجه.
زمانی که بودجه دولت‌ها به منابع ناپایدار و کسری‌های مزمن

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesadnegar.com/?p=40354

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: