اقتصادنگار-صنعت پتروشیمی، به عنوان یکی از ستونهای اصلی تأمین منابع ارزی غیرنفتی کشور، در آستانهٔ یک تغییر پارادایم حیاتی در سال ۱۴۰۵ قرار گرفته است. محور اصلی این تغییر، نه در حوزهٔ عملیاتی و تولید، بلکه در ساختار قیمتگذاری خوراک متمرکز شده است؛ عاملی که مستقیماً بر نرخ بازگشت سرمایه (ROI) و ظرفیت توسعهٔ آتی این صنعت تأثیر میگذارد.
فشار برای اصلاح ساختار قیمتگذاری خوراک: منطق سودآوری
در حالی که بخش توسعهای صنعت پتروشیمی در سالهای اخیر موفق به تحقق کامل منابع درآمدی برنامهریزیشدهٔ خود شده و پیشرفتهای قابل توجهی در طرحهای توسعهای به ثبت رسانده، اصلیترین گلوگاه رقابتی، بهای گاز طبیعی به عنوان خوراک اصلی است.
استدلال کلیدی: تداوم نرخهای کنونی، توان رقابتپذیری در بازارهای بینالمللی را در بلندمدت تضعیف میکند. این صنعت در تلاش است تا با تأثیرگذاری بر مفاد بودجهٔ سال آتی، از مکانیزمهایی مانند کاهش وزن شاخصهای قیمتگذاری بینالمللی (هابهای اروپایی) در فرمول خوراک بهرهمند شود. این اصلاح ساختاری نه یک درخواست یارانهای صرف، بلکه اقدامی ضروری برای حفظ جایگاه دوم منطقهای و افزایش سهم جهانی در بازارهای پتروشیمی است.
وضعیت مصرف: بررسی مصرف گاز نشان میدهد که با وجود مصرف کلی ۷۵۵ میلیون مترمکعب گاز روزانه در سطح کشور، سهم پتروشیمیها در تأمین خوراک و سوخت (حدود ۶۸.۳ میلیون مترمکعب روزانه) نسبت به کل مصرف، حجمی مدیریتپذیر محسوب میشود؛ اما بهای این حجم، تأثیر تصاعدی بر هزینهٔ تمامشدهٔ محصولات نهایی دارد.
عملکرد مالی و ارزآوری: تحقق درآمدی در عین محدودیتها
عملکرد ارزی صنعت در سال ۱۴۰۳ با ثبت صادراتی معادل ۱۳ میلیارد دلار، سهمی حدود یکچهارم کل صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص داده است. این درآمد به دو مسیر اصلی هدایت میشود: بازگشت بخش عمده ارز به چرخهٔ رسمی کشور و تأمین نیازهای حیاتی صنعت از جمله مواد اولیه و تجهیزات توسعهای. این امر نشان میدهد که صنعت پتروشیمی یک موتور قدرتمند تأمین ارز است که میتواند با بهبود شرایط هزینهای، ضریب تبدیل سرمایهٔ خود را به شکلی چشمگیر ارتقا دهد.
چالش محیط زیستی و بازیابی انرژی: جمعآوری فلرها
یکی از دستاوردهای مهم در حوزهٔ عملیاتی، تمرکز بر کاهش آلایندگی و بازیابی منابع هدررفته از طریق جمعآوری گازهای مشعل (فلرها) است. حجم گازهای مشعل در حال جمعآوری در سطح صنعت پتروشیمی که معادل حدود ۱۵۰۰ میلیون فوت مکعب در روز است، نشان از یک سرمایهگذاری جدی برای تبدیل هدررفت به منبع انرژی قابل استفاده دارد. این اقدام نه تنها تعهدات زیستمحیطی را برآورده میسازد، بلکه مستقیماً بر درآمد و بهرهوری عملیاتی مجتمعها تأثیر مثبت خواهد گذاشت.
جایگاه منطقهای و اهداف جهانی: رقابت بر سر سهم بازار
صنعت پتروشیمی ایران با سهمی تقریباً ۳۰ درصدی از کل تولید منطقه خاورمیانه، پس از عربستان سعودی (حدود ۴۲ درصد) در جایگاه دوم قرار دارد. این موقعیت، با وجود پتانسیل تاریخی کشور، حکایت از شکافی دارد که باید با توسعهٔ پایدار و قیمتگذاری بهینه خوراک پر شود. سهم جهانی کشور در حدود ۳ درصد باقی مانده که نشان میدهد فضای عظیمی برای رشد در بازارهای هدف وجود دارد.
نگاه معطوف به بودجه ۱۴۰۵، در واقع تلاش برای مهندسی مجدد مزیت رقابتی صنعت است. اگر منابع درآمدی شرکتهای توسعهای به خوبی محقق شده، قدم بعدی، بهینهسازی ورودیها از طریق تثبیت و منطقیسازی قیمت خوراک است. موفقیت در این زمینه، نه تنها توسعهٔ طرحهای آتی را تضمین میکند، بلکه با تقویت قدرت رقابتپذیری صادراتی، سهم ۳۰ درصدی منطقهای را به مرز رقابت مستقیم با رتبه اول نزدیکتر خواهد ساخت.