اقتصادنگار – در آستانه سال ۲۰۲۶، بازار جهانی غلات در فاز تازهای از گذار ساختاری قرار گرفته است. بررسیهای اخیر سازمان فائو (FAO) نشان میدهد که با تضعیف چشمانداز بازدهی تولید غلات و استمرار فشار نزولی بر قیمتها، کشاورزان در مناطق کلیدی تولیدکننده—از قارهٔ اروپا تا ایالات متحده—در حال تغییر جهتی معنادار بهسوی کاشت دانههای روغنی مانند سویا و آفتابگردان هستند؛ محصولاتی که هم چشمانداز قیمتی روشنتری دارند و هم از نظر درآمدی از غلات سنتی جلوترند.
پویایی قیمتی: تعادل شکننده میان تولید بالا و درآمد پایین
تحلیلها نشان میدهد که در حالی که سطح تولید جهانی گندم و ذرت در سطوح تاریخی قرار دارد، بازار با مازاد عرضه مزمنی روبهروست که هر گونه رشد قیمتی را محدود کرده است.
به گفتهٔ «سابان بوتانری»، تحلیلگر ارشد فائو، نرخ جهانی گندم در محدودهٔ ۲۴۰ دلار و جو بین ۲۶۰ تا ۲۷۰ دلار در هر تن تثبیت شده است؛ نسبتی که برخلاف الگوی تاریخی قیمتگذاری عمل میکند، چرا که معمولاً جو با تخفیف ۱۰ درصدی نسبت به گندم معامله میشود.
این وضعیت معکوس، انگیزهٔ کشاورزان را برای تغییر الگوی کشت، بهویژه در سال زراعی جدید، افزایش داده است.
نقش مؤلفههای غیراقتصادی: اقلیم، ژئوپلیتیک و انرژی
ثبات قیمتی غلات در ۲۰۲۶ مشروط به عدم وقوع شوکهای ژئوپلیتیکی و اقلیمی است. بوتانری بر این باور است که بروز جنگ، خشکسالی یا جهش شدید قیمت نفت میتواند نظم نسبی فعلی بازار را بر هم بزند.
از این منظر، بازار غلات اکنون بیش از هر زمان دیگری به متغیرهای غیرکشاورزی وابسته است و بنابراین ریسکهای بیرونی، تعیینکنندهٔ ثبات درونزا خواهند بود.
ترکیه؛ مطالعه موردی در بازآرایی الگوی کاشت
در ترکیه، نشانههای میدانی از افزایش سطح زیر کشت گندم و جو حکایت دارد، اما در سوی دیگر، کسری ساختاری دانههای روغنی این کشور فشار مضاعفی بر زنجیره خوراک دام و تولیدات پروتئینی وارد کرده است.
ترکیه سالانه حدود ۳.۵ میلیون تن سویا وارد میکند و تحلیلها نشان میدهد که هرگونه اختلال در واردات، مستقیماً بخش صادرات تخممرغ و مرغ را نیز درگیر میکند. به تعبیر بوتانری، خودکفایی نسبی نه تنها در بعد امنیت غذایی، بلکه در پایداری زنجیرههای صنعتی، اهمیتی فزاینده یافته است.
چین؛ بازیگر کلیدی با استراتژی واردات هدفمند
در سوی دیگر معادله، چین هنوز یکی از اصلیترین بازیگران بازار جهانی غلات و دانههای روغنی است. این کشور ضمن حفظ جایگاه نخست در تولید گندم، سالانه نزدیک به ۱۰۰ میلیون تن سویا وارد میکند.
سیاست پکن ترکیبی از توسعهٔ تولید داخلی و واردات هوشمندانه است؛ رویکردی که تعادل همزمانی بین امنیت غذایی و پایداری قیمتی ایجاد میکند—مدلی که سایر اقتصادهای درحالتوسعه، ازجمله ترکیه، نیز میتوانند از آن الگوبرداری کنند.
چرخش تولید به سمت دانههای روغنی؛ منطق اقتصادی در ارقام
شواهد عددی این تغییر را روشنتر میکند.
در قیمتهای فعلی، کشاورزان گندم را با بهای مزرعهای حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ دلار به فروش میرسانند، در حالی که دانه آفتابگردان ۵۸۰ دلار و سویا ۳۵۰ تا ۳۶۰ دلار ارزش دارد.
این اختلاف فاحش باعث شده تا «نسبت مبادله» بین محصولات کشاورزی بهشدت تغییر کند؛ در گذشته فروش ۱.۸ تن گندم معادل خرید یک تن دانه آفتابگردان بود، اکنون این نسبت به حدود ۳ تن گندم برای خرید یک تن آفتابگردان رسیده است — نشانهای از تغییر جدی سودآوری نسبی به نفع دانههای روغنی.
سناریوی پایه برای ۲۰۲۶: آرام اما پرریسک
بوتانری در جمعبندی خود سناریوی پایه را «بازار آرام بدون شوک بزرگ» عنوان میکند.
در این سناریو، ذخایر جهانی در سطح بالایی باقی مانده و عرضه نهادههای کلیدی (ذرت، سویا، کنجاله آفتابگردان، و جو) بدون اختلال گسترده ادامه خواهد داشت.
اما در صورت وقوع بحرانهای اقلیمی یا سیاسی، این تعادل شکننده میتواند بهسرعت برهم بخورد، بهویژه با توجه به ارتباط متقابل بخش خوراک دام و قیمت گوشت و لبنیات در سطح جهانی.
از منظر اقتصاد بخش کشاورزی، سال ۲۰۲۶ را میتوان سال بازتعریف الگوی کاشت در مقیاس جهانی دانست.در شرایطی که بازدهی غلات کاهش و سودآوری دانههای روغنی افزایش یافته است، جریان سرمایه و زمین به سمتی میرود که بازده نهایی بیشتری داشته باشد — درست همان منطقی که اقتصاد بازار رقابتی بر آن استوار است.این تغییر، علاوه بر تأثیر مستقیم بر تجارت دانهها و خوراک دام، میتواند بر قیمت مواد غذایی، امنیت غذایی و حتی سیاستهای یارانهای دولتها اثرگذار باشد.