زنگ پایان مزیتهای سنتی؛ هوش مصنوعی به خط مقدم رقابت شرکتها رسید
عضو هیات رییسه اتاق ایران گفت : سالها دسترسی به انرژی ارزان، ارز ترجیحی و امتیازهای اقتصادی، بخشی از مزیت رقابتی بنگاههای ایرانی را شکل میداد؛ اما حالا با محدودتر شدن منابع و ورود هوش مصنوعی به معادلات اقتصاد جهانی، قواعد رقابت در حال تغییر است. در چنین شرایطی، شرکتهایی که همچنان با الگوهای مدیریتی گذشته فعالیت میکنند، ممکن است خیلی زود سهم بازار خود را از دست بدهند.
- ۱۴۰۵ آبان ۱۲, سهشنبه
- ۲۰:۳۱
- 4 دقیقه مطالعه
- ۹ بازدید
- بدون نظر
- توسط: افسانه مسافر

به گزارش اقتصادنگار، فرزین فردیس ، با هشدار نسبت به عقبماندن بنگاههای ایرانی از تحولات فناوری، معتقد است: عصر جدید اقتصاد به شرکتهایی تعلق دارد که بتوانند خود را با هوش مصنوعی و الزامات تازه بهرهوری تطبیق دهند.
اقتصاد ایران در آستانه تغییر قواعد رقابت
وی در همایش اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ تصریح کرد: اقتصاد ایران در حال عبور از دورهای است که در آن دسترسی به منابع ارزان و امتیازهای ویژه میتوانست بخشی از ضعفهای ساختاری بنگاهها را پوشش دهد. محدودیت منابع ارزی، ناترازی انرژی و بحران آب، هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش داده و شرکتها را ناچار کرده است برای حفظ موقعیت خود به دنبال راههای تازهای برای افزایش بهرهوری باشند.
فردیس ،با اشاره به این شرایط تأکید کرد: دوره اتکا به منابع ارزان و رانتهای اقتصادی رو به پایان است.
به گفته وی، رقابت آینده نباید بر سر دسترسی به ارز ترجیحی، انرژی ارزان یا انحصارهای اقتصادی باشد، بلکه باید بر پایه دانش، بهرهوری، شناخت مشتری و توانایی پاسخگویی به نیاز بازار شکل بگیرد.
از نگاه وی، این تغییر در شرایطی اتفاق میافتد که موج دوم تحول، یعنی گسترش هوش مصنوعی، همزمان در حال دگرگون کردن اقتصاد جهان است.
۱۵.۷ تریلیون دلار؛ سهم هوش مصنوعی از اقتصاد آینده
عضو هیات رییسه اتاق بازرگانی ایران ، خاطرنشان کرد: ابعاد این تحول را میتوان در برآورد مؤسسه PwC مشاهده کرد. بر اساس این گزارش، هوش مصنوعی میتواند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵.۷ تریلیون دلار به اقتصاد جهان اضافه کند؛ رقمی که نشان میدهد این فناوری دیگر صرفاً یک ابزار تکنولوژیک نیست و به یکی از عوامل اصلی خلق ارزش اقتصادی تبدیل شده است.
فردیس، چهار مسیر اصلی ایجاد این ارزش را افزایش بهرهوری نیروی کار، شخصیسازی محصولات و خدمات، صرفهجویی در زمان و ارتقای کیفیت میداند.
به گفته وی ، به کمک هوش مصنوعی، شرکتها میتوانند رفتار مصرفکنندگان را دقیقتر تحلیل کنند و محصولاتی متناسب با نیاز هر مشتری ارائه دهند. همچنین فرایندهایی که پیشتر ماهها یا سالها زمان میبرد، در برخی حوزهها اکنون با سرعت بسیار بیشتری انجام میشود.
این ظرفیتها بهویژه در صنایعی مانند داروسازی، صنایع غذایی، حملونقل و کشاورزی میتواند ساختار تولید و ارائه خدمات را تغییر دهد.
نوکیا؛ سرنوشت شرکتهایی که تغییر را جدی نگرفتند
فردیس برای نشان دادن پیامدهای بیتوجهی به تحولات فناوری، تجربه شرکت نوکیا را مثال زد. شرکتی که در سال ۲۰۰۷ حدود ۴۰ درصد بازار تلفن همراه جهان را در اختیار داشت و یک میلیارد مشترک داشت، اما کمتر از هفت سال بعد بخش تلفن همراه خود را به مایکروسافت واگذار کرد.
به گفته وی ، نکته قابلتوجه در تجربه نوکیا این بود که این شرکت از تغییرات فناوری بیاطلاع نبود. تیمهای تحقیق و توسعه و مشاوران قدرتمندی داشت، اما نتوانست مدل کسبوکار خود را متناسب با شرایط جدید تغییر دهد.
به اعتقاد فردیس، این تجربه باید برای مدیران ایرانی یک هشدار جدی باشد؛ چراکه موفقیت در گذشته، لزوماً به معنای توانایی رقابت در آینده نیست.
چرا مدیران از تحول فرار میکنند؟
عضو هیات رییسه اتاق بازرگانی ایران ، یکی از موانع اصلی ورود فناوریهای جدید به بنگاهها، مقاومت سازمانی است. فردیس سه عامل سوگیری وضع موجود، زیانگریزی و هویت سازمانی را از دلایل اصلی این مقاومت معرفی میکند.
به گفته وی ، در بسیاری از شرکتها، مدیران به روشهایی وابستهاند که پیشتر برایشان موفقیت ایجاد کرده است. تغییر این روشها به معنای پذیرش ریسک، هزینه و احتمال ازدستدادن بخشی از موقعیتهای تثبیتشده است.
فرزین گفت : از سوی دیگر، برخی سازمانها هویت خود را با مدل کسبوکار گذشته تعریف کردهاند و تصور میکنند همان عواملی که آنها را به جایگاه فعلی رسانده، میتواند موفقیت آیندهشان را نیز تضمین کند.
اما تجربه شرکتهای بزرگ جهان نشان میدهد که چنین تصوری میتواند به مانعی جدی در مسیر تحول تبدیل شود.
هوش مصنوعی نمایشی، راه نجات شرکتها نیست
فردیس ،همچنین نسبت به برداشت سطحی از هوش مصنوعی هشدار داد. به گفته وی، استفاده از این فناوری برای تولید پاورپوینت، تهیه گزارشهای مدیریتی یا راهاندازی چتبات، بهتنهایی مزیت رقابتی پایداری ایجاد نمیکند.
تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که هوش مصنوعی هم در محصولات و خدمات شرکت و هم در مدل عملیاتی و ساختار فعالیت آن اثر بگذارد.
برای مثال، یک شرکت تولیدکننده مواد غذایی میتواند با استفاده از دادههای تاریخی و جغرافیایی، تقاضای بازار را پیشبینی و شبکه توزیع خود را بهینه کند. در این حالت، فناوری به بخشی از فرایند اصلی کسبوکار تبدیل شده است.
به اعتقاد وی ، بیشترین ارزش اقتصادی زمانی خلق میشود که شرکتها نهتنها شیوه فعالیت خود، بلکه محصولات و خدماتشان را نیز با کمک هوش مصنوعی متحول کنند.
