به گزارش اقتصادنکار – نان، شاید سادهترین و ابتداییترین کالای مصرفی در سبد خانوار ایرانی باشد؛ اما در لایههای پنهان اقتصاد، نانواییها بهمثابه آخرین خاکریز اجرای سیاستهای حمایتی دولت از معیشت مردم ایستادهاند. حالا اما شواهد میدانی در تمامی استان ها حاکی از آن است که این خاکریز فرسوده شده و فروپاشی آن نه فقط یک بحران صنفی، بلکه زنگ خطری برای امنیت غذایی اقشار کمدرآمد است.
زنگ خطر در تنور نان
هیچ صنفی به اندازه نانوایی، درگیر ساختاری «نیمهدولتی» و فاقد اختیار نیست. در حالی که نام آن در فهرست مشاغل آزاد ثبت شده، نانوایی در عمل تابع صددرصدی دولت است؛ از تعیین نرخ فروش گرفته تا تأمین آرد، سهمیه، ساعت فعالیت، محل استقرار و حتی مدل کارتخوان.
در چنین سازوکاری، نوسان کوچکترین مؤلفه، بحرانآفرین میشود. درست مانند اتفاقی که این روزها در شاهرود در حال رخ دادن است. قطع یا تأخیر در پرداخت یارانه نان، اختلال در سامانه هوشمند فروش، و کاهش بیضابطه سهمیه آرد، دهها نانوایی را تا مرز تعطیلی کشانده است.
تجمع سکوتشکن؛ هشدار میدانی به نظام توزیع آرد
در روزهای پایانی اردیبهشت، شماری از نانوایان در کشور از جمله شاهرورد در مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند؛ بدون پلاکارد، بدون فریاد، اما با پیام روشن: «ادامه این وضعیت ممکن نیست.»
در گفتوگو با برخی از آنان، مشخص شد که فهرست مطالبات بسیار فراتر از خواستههای صنفی است. یکی از نانوایان میگوید:
«یارانهای که باید طبق وعده دولت ماهانه واریز شود، بیش از ۴۰ روز است پرداخت نشده. با تورم فعلی، یک روز تأخیر هم میتواند کمر یک واحد صنفی را بشکند.»
افزایش هزینههای آب، برق، گاز، دستمزد و بیمه، در شرایطی که قیمت نان تغییری نکرده، عملاً مفهوم سودآوری را برای این واحدها بیمعنا کرده است. برخی از نانوایان از «ورشکستگی آرام» سخن میگویند؛ روندی خزنده که در نهایت به تعطیلی منجر خواهد شد.
سامانه هوشمند فروش نان؛ پلتفرمی که نان را سرد کرد
یکی دیگر از گرههای مهم، سامانه هوشمند نان است. پلتفرمی که قرار بود شفافیت و عدالت در توزیع یارانه را رقم بزند، امروز به عامل سردرگمی و تنش بدل شده است. بسیاری از نانوایان که دانش و توانایی کار با سیستمهای دیجیتال ندارند، با مشکلات فنی، کندی سامانه و عدم تطابق دادهها مواجهاند.
یکی از معترضان در همین رابطه میگوید:
«سامانه نه تنها باعث افزایش دقت نشده، بلکه روند فروش را مختل کرده. سهمیه ما بدون دلیل مشخص کاهش یافته و پاسخی از مسئولان نیست.»
سهمیهبندی معیوب؛ نانوا در صف آرد، مردم در صف نان
یکی دیگر از نگرانیهای جدی، کاهش ناگهانی و بدون اعلام دلایل روشن در سهمیه آرد برخی نانواییهاست. کاهش سهمیه در شرایطی رخ داده که دولت همچنان اصرار دارد یارانه نان را به صورت هدفمند و عادلانه توزیع میکند. این در حالی است که در برخی محلهها، یک نانوایی با وفور آرد مواجه است و دیگری با بحران کمبود و اجبار به تعطیلی موقت.
این روند، اگر اصلاح نشود، به شکلگیری بازار غیررسمی آرد، افزایش فساد، و البته نارضایتی عمومی خواهد انجامید. تجربه دهه ۶۰ و ۷۰، نشان داده که دستکاری در سهمیه آرد، مستقیماً با بیثباتی اجتماعی پیوند دارد.
اقتصاد نان، در سراشیب بیپاسخی
در پاسخ به اعتراضات، هنوز واکنش روشنی از سوی مسئولان دیده نشده است. نه سازمان صمت، نه فرمانداری، و نه شرکت غله و خدمات بازرگانی، توضیح قانعکنندهای درباره وضعیت یارانه، اختلال سامانه یا تعدیل سهمیهها ارائه ندادهاند.
در نبود این شفافیت، نانوا میماند و تنوری که دیگر نفعی از آن حاصل نمیشود؛ و مردمی که هر روز بیش از دیروز در صف نان، نگران فردای معیشت خود هستند.
نتیجهگیری: بازنگری در سیاست نان، ضرورتی فوری
اگر دولت همچنان مایل است سیاست حفظ قیمت نان را ادامه دهد – بهعنوان نماد ثبات در سفره مردم – باید لااقل سه مؤلفه را بازنگری کند:
پرداخت بهموقع یارانهها، نه با تأخیر یک ماهه
رفع ایرادات عملیاتی سامانه هوشمند، با محوریت سهولت استفاده برای نانوایان
تدوین و اجرای الگویی شفاف برای تخصیص سهمیه آرد، مبتنی بر دادههای واقعی فروش، نه روابط اداری
به هر روی نباید فراموش شود نان، شاید آخرین جبهه مقاومت دولت در برابر اعتراضهای معیشتی باشد. اما اگر همین جبهه هم ترک بردارد، افکار عمومی از خود خواهد پرسید: اگر نان هم دیگر امن نیست، دیگر چه چیزی امن باقی مانده؟