اقتصادنگار – بازار سرمایه ایران در هفتههای اخیر نشانههایی از بازگشت به مدار رشد را به نمایش گذاشته است؛ بازاری که پس از یک دوره طولانی ریزش و فرسایش اعتماد عمومی، اکنون بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. اما این بازگشت شکننده، بیش از هر زمان دیگر تحت تأثیر سیگنالهای سیاسی متناقض قرار دارد: از یکسو توافق احتمالی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی که میتواند نشانهای از کاهش تنشها باشد، و از سوی دیگر خطر فعال شدن مکانیسم ماشه که در صورت اجرا، میتواند سایهای سنگین بر چشمانداز اقتصادی کشور و بهویژه بازار سرمایه بیفکند.
رشد بازار؛ واکنش تکنیکی یا آغاز یک روند تازه؟
تحلیل رفتار شاخصها و جریان نقدینگی نشان میدهد که بخش مهمی از رشد اخیر بازار، بیش از آنکه برآمده از تحولات بنیادی باشد، واکنشی نموداری به اصلاحهای سنگین گذشته است. بسیاری از سهام در کفهای تاریخی معامله میشوند و همین موضوع، زمینه را برای ورود بخشی از سرمایههای حقیقی فراهم کرده است. با این حال، اختلاف نظر تحلیلگران پابرجاست: برخی این رشد را صرفاً «نفسگیری کوتاهمدت» میدانند، در حالی که گروهی دیگر بر این باورند که بازار در حال شکل دادن به کفهای معتبر و ورود به فاز جدیدی از رونق است.
سناریوی توافق با آژانس؛ سیگنال اعتمادسازی
در صورت اجرایی شدن توافق با آژانس، نخستین پیام آن برای بازار سرمایه اعتمادسازی و کاهش ریسک ادراکشده خواهد بود. سرمایهگذاران داخلی و خارجی، بهویژه در صنایع کمریسک مانند دارویی، غذایی و خدماتی، میتوانند از این فرصت برای افزایش مشارکت بهره ببرند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر نشانهای از ثبات دیپلماتیک، بلافاصله در تابلو معاملات منعکس میشود و از فشار فروش میکاهد.
مکانیسم ماشه؛ تهدید صادراتمحورهای بورس
اما در نقطه مقابل، فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت میتواند پیامدهای سنگینی برای صنایع صادراتمحور مانند پتروشیمی، فلزات اساسی، معدنی، حملونقل و حتی بانکها به همراه داشته باشد. محدودیت در تأمین مالی، دشواری نقلوانتقال ارزی و افزایش هزینههای مبادلاتی، سودآوری این گروهها را تحت فشار قرار خواهد داد. افزون بر آن، انتظارات تورمی ناشی از این شوک سیاسی میتواند نرخ ارز را ملتهب کرده و به رشد کوتاهمدت برخی نمادهای دلاری منجر شود، اما در نهایت نااطمینانی را در کل بازار تقویت خواهد کرد.
دوگانه امید و ترس؛ حرکت به سوی نمادهای کمریسک
این شرایط دوگانه ـ امید به تعامل و ترس از تحریم ـ بازار را وارد فاز نوسانی میکند. در چنین فضایی، جریان پول بیش از هر زمان به سوی نمادهای کمریسک، داخلیمحور و دارای گزارشهای مالی شفاف متمایل خواهد شد. شاخصهای رفتاری نشان میدهد که در غیاب چشمانداز روشن سیاسی، سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهای خود را در بخشهایی پارک کنند که تابآوری بیشتری در برابر تحریم دارند.
ارزندگی تاریخی؛ اما بدون محرک کافی
بسیاری از سهام در حال حاضر با نسبت P/E فوروارد زیر ۴ معامله میشوند؛ سطحی که در تاریخ بازار سرمایه ایران کمسابقه است. این موضوع نشاندهنده ارزندگی بنیادی بازار است. با این حال، تجربه نشان داده است که ارزندگی بهتنهایی کافی نیست. بدون محرکهای سیاسی و اقتصادی قوی، ممکن است این ارزندگی برای مدتها حفظ شود بدون آنکه به رشد قیمتی پایدار منجر شود. در همین حال، بازارهای رقیب مانند ارز و طلا میتوانند بازدهیهای بالاتری ثبت کنند و جریان نقدینگی را به سمت خود بکشانند.
سیاستگذاری ارزی و بلاتکلیفی تصمیمگیران
یکی از چالشهای اصلی بازار سرمایه، ابهام در سیاستگذاری اقتصادی است. تناقض در اظهارنظر مسئولان اقتصادی ـ از رئیس کل بانک مرکزی تا وزیر اقتصاد ـ درباره نرخ ارز و سیاستهای پولی، نهتنها به بیاعتمادی دامن میزند، بلکه مسیر تصمیمگیری فعالان بازار را نیز مبهم میکند. بازار بیش از هر چیز نیازمند اجماع سیاستی است؛ اجماعی که بتواند ثبات نسبی را به محیط اقتصادی بازگرداند.
بورس در نقطه عطف
بازار سرمایه امروز در نقطهای ایستاده است که نه خطرناک و بحرانی به نظر میرسد و نه هنوز به مرحله شکوفایی رسیده است. کفسازی نسبی انجام شده و ریزشهای عمیق بعید به نظر میرسد، مگر در صورت وقوع شوکهای بزرگ سیاسی یا نظامی. در مقابل، پتانسیل رشد بالایی در صورت بهبود فضای سیاسی و اقتصادی وجود دارد.
- بدون نظر
- کدخبر:37524
- حوزه: بازار های مالی, اسلایدر
اقتصادنگار گزارش میدهد:
موقعیت دوگانه بورس؛ میان امید دیپلماسی و سایه مکانیسم ماشه
لینک کوتاه خبر:
https://eghtesadnegar.com/?p=37524
پربحث ترین ها