اقتصادنگار – با وجود رشد نسبی بازار سرمایه در هفتههای اخیر، هنوز نشانههای یک رالی قدرتمند در بورس تهران دیده نمیشود. کارشناسان اقتصادی معتقدند که برای پایداری این روند، نیاز به همزمانی چند محرک اصلی وجود دارد؛ از جمله اصلاح سیاستهای ارزی، واقعیسازی قیمت انرژی و کاهش نرخ بهره بینبانکی. در ادامه دیدگاه چهار کارشناس فرضی را مرور میکنیم.
در این رابطه «امیرحسین فراز»، اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران معتقد است: «بدون اصلاح نرخ بهره، هیچ رالی پایداری شکل نمیگیرد»فراز میگوید: زمینههای روانی رشد در بازار وجود دارد، اما سیاستهای پولی هنوز به اندازه کافی انبساطی نیستند:«تا زمانی که نرخ بهره بینبانکی بالای ۲۵ درصد باقی بماند، بخش بزرگی از نقدینگی در اوراق و سپردهها قفل میماند. کنترل نرخ بهره کلید اصلی بازگشت جریان پول به بورس است.اگر دولت و بانک مرکزی بتوانند در ماههای پیشِ رو نرخها را تعدیل کنند، شاخص کل بهراحتی از سقفهای قبلی عبور خواهد کرد.»به اعتقاد او، کاهش تدریجی نرخ سود میتواند به تقویت صنایع صادراتمحور هم کمک کند، چراکه هزینه تأمین مالی پروژهها سنگینتر از حاشیه سود فعلی شده است.
همچنین «الهام طاهری»، تحلیلگر انرژی و صنایع پالایشی در این رابطه می گوید: «اصلاح بنزین و قیمت سوخت، سیگنال جدیدی برای پالایشیهاست»طاهری با اشاره به تغییرات تدریجی در سیاست انرژی، این روند را محرکی مثبت برای بورس میداند:«در شرایطی که دولت به دنبال واقعیسازی قیمت سوخت است، گروه پالایشی و پتروشیمی پیشگام رشد خواهند بود. افزایش منطقی قیمت بنزین باعث میشود تراز مالی پالایشگاهها بهبود یابد و شرکتها امکان سرمایهگذاری در خطوط جدید فرآوردههای سبک را پیدا کنند.»او معتقد است که اگر دولت بتواند بخشی از درآمد ناشی از اصلاح قیمتها را صرف توسعه زیرساخت و بهینهسازی مصرف سوخت کند، این موضوع بهطور غیرمستقیم سودآوری صنعت خودرو و حملونقل را هم افزایش میدهد.
به گفته «آرش قنبری»، کارشناس ارشد بازارهای مالی «همسویی ارز نیما و آزاد، گام تعیینکننده برای شرکتهای صادراتی»است .قنبری باور دارد که بزرگترین عامل ابهام در ارزشگذاری سهام، اختلاف نرخهای ارزی است:«بیش از ۴۰ درصد از ارزش بازار بورس به شرکتهای صادراتمحور تعلق دارد. وقتی ارز نیما فاصله زیادی با نرخ آزاد دارد، سود واقعی آنها در صورتهای مالی منعکس نمیشود.حذف تدریجی نرخهای ترجیحی و حرکت به سمت بازار توافقی میتواند ترازنامه شرکتها را واقعی کند و انگیزه عرضههای جدید در بورس را افزایش دهد.»او اضافه میکند: «بورس ایران از کمبود شفافیت رنج میبرد؛ شفافیت ارزی یکی از معدود اصلاحاتی است که میتواند همزیستی میان بازار سرمایه و بازار کالا را برقرار سازد.»
«نازنین رادمنش»، تحلیلگر رفتاری بازار نیز در این راستا با بیان اینکه «بازگشت اعتماد حقیقیها از مسیر نمادهای کوچک میگذرد» معتقد است رشد اخیر شاخص کل عمدتاً حاصل تقویت چند نماد بزرگ بوده و بدنه بازار هنوز به این رشد نپیوسته است:«رفتار سرمایهگذاران خرد در نمادهای کوچک و متوسط، تعیینکننده مسیر آینده است. این نمادها از نظر قیمتی در کفهای تاریخیاند و اگر موج ورود نقدینگی جدید ادامه یابد، میتوانند موتور دوم رشد بازار باشند.»او توضیح میدهد: «حجم معاملات حقیقیها ظرف چند هفته اخیر افزایشیافته، اما هنوز به سطح بهار نرسیده است. چنانچه گزارشهای ماهانه شرکتها مثبت باشد، این گروه میتواند بار دیگر نقش لیدر روانی بازار را ایفا کند.»به نظر کارشناسان گفتوگو شده، مسیر آتی بورس به مجموعهای از چهار عامل گره خورده است:
- کاهش نرخ بهره بانکی و بازگرداندن جذابیت به سهام.
- اصلاح قیمت حاملهای انرژی با تأثیر بر صنایع پالایشی و خودرو.
- یکسانسازی تدریجی نرخ ارز و افزایش شفافیت سود شرکتها.
- گسترش مشارکت حقیقیها بهویژه در سهمهای کوچک و بنیادی.
اگر این چهار محور همزمان فعال شوند، بورس میتواند وارد فاز جدیدی شود؛ فازی که نه بر موج شایعات، بلکه بر پایهی اصلاحات اقتصادی واقعی شکل خواهد گرفت.