هشدار صادقالحسینی درباره آینده اقتصاد ایران؛ جنگ بعدی میتواند شدیدتر باشد، اما بحران اقتصادی طولانیتر خواهد شد
یک اقتصاددان با پیشبینی احتمال تشدید دوباره درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، نسبت به ورود کشور به دورهای طولانی از نااطمینانی سیاسی و اقتصادی هشدار داد. صادقالحسینی معتقد است اگرچه محدودیتهای نظامی و اقتصادی آمریکا اجازه تداوم یک جنگ فرسایشی با شدت بالا را نمیدهد، اما احتمال وقوع یک حمله سنگین دیگر در کوتاهمدت وجود دارد. به گفته وی، حتی در صورت توقف درگیریهای نظامی، اقتصاد ایران تا پایان دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ در شرایطی میان جنگ و صلح، همراه با نوسان، ابهام و فشارهای اقتصادی باقی خواهد ماند؛ وضعیتی که میتواند همزمان تهدیدی جدی برای اقتصاد کشور و فرصتی برای آغاز اصلاحات ساختاری باشد.
- ۱۴۰۵ آبان ۱۲, سهشنبه
- ۲۰:۱۰
- 6 دقیقه مطالعه
- ۱۱ بازدید
- بدون نظر
- توسط: افسانه مسافر

به گزارش اقتصادنگار، صادقالحسینی، اقتصاددان، در همایش «اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵» که روز سهشنبه ۱۲ آبان در کتابخانه ملی ایران برگزار شد، به بررسی چشمانداز تقابل ایران و آمریکا، پیامدهای اقتصادی جنگ و مسیر احتمالی تحولات داخلی پرداخت. وی چهار گزاره را مبنای تحلیل خود قرار داد: ایران در جنگ شکست نخورده است، دونالد ترامپ به اهداف اعلامشده خود دست نیافته، احتمال وقوع یک حمله یا شوک نظامی دیگر در کوتاهمدت وجود دارد و تنش میان تهران و واشنگتن احتمالاً تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ ادامه خواهد یافت.
چرا احتمال حمله مجدد به ایران جدی است؟
الحسینی با اشاره به شرایط نظامی و سیاسی آمریکا، احتمال وقوع یک حمله سنگین دیگر علیه ایران را بالا ارزیابی کرد. به اعتقاد وی، اگر ترامپ هزینه سیاسی جنگ را در انتخابات آمریکا پرداخت کرده باشد، ممکن است برای تغییر معادلات و جبران ناکامیهای قبلی، به تشدید عملیات نظامی روی بیاورد.
وی احتمال حمله به زیرساختهای انرژی، پالایشگاهها و نیروگاههای ایران را مطرح کرد و گفت موج احتمالی بعدی درگیری میتواند از دورههای قبلی شدیدتر باشد؛ هرچند شدت بیشتر حملات الزاماً به معنای طولانیشدن جنگ نیست.
این اقتصاددان در توضیح محدودیتهای آمریکا، کاهش ذخایر موشکهای رهگیر را یکی از مهمترین عوامل بازدارنده دانست. به گفته وی، بخش قابلتوجهی از ذخایر سامانههای تاد، پاتریوت و سایر رهگیرهای آمریکا مصرف شده است. جایگزینی ذخایر تاد بین هفت تا ۱۰ سال و ذخایر پاتریوت بین شش تا هشت سال زمان نیاز دارد.
از نگاه الحسینی، آمریکا برای ادامه جنگ تنها با مسئله تأمین تجهیزات نظامی خود مواجه نیست، بلکه باید از نیروهایش، اسرائیل، عربستان و زیرساختهای نفتی و پالایشی منطقه نیز حفاظت کند. این مسئله هزینه ادامه عملیات را افزایش میدهد و توان آمریکا برای حفظ شدت قبلی جنگ را محدود میکند.
فشار انرژی و هزینه سیاسی جنگ برای آمریکا
الحسینی وضعیت انرژی آمریکا را یکی دیگر از عوامل محدودکننده ادامه درگیری دانست. به گفته وی، ذخایر راهبردی نفت این کشور تقریباً به نصف کاهش یافته و ذخایر گازوئیل نیز به پایینترین سطح تاریخی رسیده است. در چنین شرایطی، افزایش مجدد قیمت انرژی میتواند تورم را تشدید کند و فشار بیشتری بر خانوارهای آمریکایی و دولت ترامپ وارد سازد.
وی همچنین با اشاره به افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا، گاز در اروپا و گاز طبیعی مایع در شرق آسیا گفت هزینه جنگ از میدان نظامی به اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا منتقل شده است.
این اقتصاددان، وضعیت ترامپ را به «گرگی در تله» تشبیه کرد؛ به این معنا که آمریکا همچنان قدرت بزرگی است، اما ورود به جنگ با محاسبات نادرست، این کشور را در موقعیتی قرار داده که قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند راه خروج آسانی از آن فراهم کند.
به اعتقاد وی، یکی از مشکلات اصلی آمریکا نیز مشخصنبودن هدف نهایی جنگ است. تغییر حکومت، توقف برنامه هستهای، نابودی توان موشکی یا تسلیم ایران، اهداف متفاوتی هستند که مشخص نیست کدامیک اولویت اصلی واشنگتن محسوب میشود. همین ابهام میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد.
تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در معادلات جهانی
الحسینی ظرفیت ایران برای اثرگذاری بر تنگه هرمز را یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی در برابر حمله نظامی دانست. به گفته وی، حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
وی احتمال مینگذاری گسترده در تنگه هرمز را نیز مطرح کرد و گفت پاکسازی کامل چنین وضعیتی ممکن است تا دو سال زمان ببرد؛ سناریویی که نهتنها ایران، بلکه کل منطقه و بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد.
از نگاه این اقتصاددان، همین امکان انتقال هزینه درگیری به اقتصاد جهانی، محاسبات آمریکا برای ورود به یک جنگ گسترده را پیچیدهتر میکند؛ زیرا پیامدهای چنین جنگی محدود به میدان نظامی نخواهد ماند و میتواند بازارهای انرژی، تجارت جهانی و اقتصاد کشورهای مختلف را تحت فشار قرار دهد.
اقتصاد ایران تا پایان دوره ترامپ در وضعیت انتظار
یکی از مهمترین هشدارهای الحسینی به آینده اقتصاد ایران پس از پایان احتمالی جنگ مربوط بود. وی تأکید کرد توقف عملیات نظامی به معنای پایان نااطمینانی اقتصادی نیست و ایران احتمالاً تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ در وضعیت تعلیق و تنش باقی خواهد ماند.
به گفته وی، سناریوی محتمل، دو سال جنگ مستمر نیست، بلکه دو سال ابهام، نوسان و نااطمینانی است؛ دورهای که در آن مردم، فعالان اقتصادی و بنگاهها با دشواری بیشتری برای تصمیمگیری و برنامهریزی مواجه خواهند شد.
الحسینی دستیابی به توافق پایدار با دولت ترامپ را نیز دور از انتظار دانست. به اعتقاد وی، حتی اگر توافقی کوتاهمدت میان دو کشور شکل بگیرد، شرایط سیاسی لازم برای تداوم آن وجود ندارد.
وی تحولات انتخاباتی آمریکا، تغییر احتمالی ترکیب کنگره، آغاز به کار کنگره جدید و مسئله سقف بدهی دولت این کشور را از عوامل اثرگذار بر آینده روابط تهران و واشنگتن برشمرد. از نگاه وی، این تحولات میتوانند در مقاطع مختلف بر تصمیمهای سیاسی و نظامی ترامپ تأثیر بگذارند.
آیا بحران کنونی میتواند آغاز اصلاحات اقتصادی باشد؟
الحسینی در ادامه تحلیل خود، مسئله جنگ و امنیت را به ضرورت تغییر مسیر اقتصاد ایران پیوند زد. وی با اشاره به تجربه تاریخی کشور گفت ایران در دورههای مختلف به دلیل موقعیت جغرافیایی و تجربه حملات خارجی، امنیت را بر توسعه اقتصادی مقدم دانسته است. به اعتقاد وی، این وضعیت نوعی «تنهایی استراتژیک» ایجاد کرده که باعث شده بخش مهمی از منابع و اولویتهای کشور به جای توسعه، صرف تأمین امنیت شود.
با این حال، وی تأکید کرد که افزایش توان بازدارندگی و حل بخشی از معضلات امنیتی بهتنهایی نمیتواند زمینهساز رشد اقتصادی باشد. برای عبور از وضعیت موجود، اصلاحات داخلی و تغییر سیاستهای اقتصادی ضروری است.
تجربه ویتنام؛ الگویی برای خروج از بحران
این اقتصاددان برای توضیح ضرورت اصلاحات، تجربه ویتنام را مثال زد. ویتنام پس از پایان جنگ، حدود یک دهه سیاستهای اقتصادی متمرکز را ادامه داد، اما رشد قابلتوجهی در درآمد سرانه خود تجربه نکرد. نقطه عطف این کشور در سال ۱۹۸۶ و با آغاز اصلاحات موسوم به «دوی موی» رقم خورد.
در جریان این اصلاحات، حق بهرهبرداری بلندمدت از زمین به افراد واگذار شد، انحصار تجارت کنار رفت و آزادسازی قیمتها و تکنرخیشدن ارز در دستور کار قرار گرفت. ویتنام همچنین با اتخاذ سیاست خارجی متوازن و انعطافپذیر، روابط خود را براساس منافع ملی تنظیم کرد.
الحسینی معتقد است ایران نیز برای تبدیل بحران کنونی به نقطه عطف توسعه باید از این تجربه استفاده کند. وی اصلاحات در حوزه انرژی را مهمترین نشانه آغاز تغییر مسیر اقتصاد ایران دانست و تأکید کرد که بزرگترین تهدید و در عین حال بزرگترین فرصت اقتصادی کشور در همین بخش قرار دارد.
به باور این اقتصاددان، اگر بحران کنونی به بازنگری در سیاستهای گذشته و آغاز اصلاحات ساختاری منجر شود، ایران میتواند تا سال ۱۴۰۸ مسیر تازهای از رشد و توسعه را آغاز کند. در غیر این صورت، طولانیشدن دوره انتظار و به تعویق افتادن اصلاحات، هزینههای اقتصادی و اجتماعی بیشتری به کشور تحمیل خواهد کرد.
