به گزارش«اقتصادنگار» مغز انسان تنها با مصرف ۲۰ وات انرژی، یکی از پیچیدهترین پردازشهای اطلاعاتی را انجام میدهد. اما برای انجام همین حجم از پردازش توسط هوش مصنوعی، چیزی در حدود یک مگاوات انرژی لازم است؛ یعنی ۵۰ هزار برابر بیشتر. این عدد بزرگ، فقط یک واقعیت علمی نیست، بلکه هشداری است نسبت به آیندهای که بهسرعت در حال شکلگیری است؛ آیندهای که در آن، کشورهایی برنده خواهند بود که امروز مسئلهی انرژی را جدی گرفتهاند.
در ایران اما، صورتمسئلهی انرژی همچنان در سایه مانده است. ما نهتنها با ناترازی برق در تابستان و گاز در زمستان مواجهیم، بلکه ترکیب بیسابقهای از بحران همزمان در هر دو جبهه را تجربه میکنیم. خاموشیها زمانی صدای مردم را درآورد که خانهها تاریک شد، اما حقیقت این است که هشدار درباره بحران، دستکم یک دهه پیش مطرح شده بود.
برق ارزان، بهرهوری را کشته است
نرخ برق در کشور به اندازهای پایین نگه داشته شده که عملاً به کالایی بیارزش تبدیل شده است. در برخی مشاغل، سهم هزینهی برق در کل اجاره کمتر از یک درصد است؛ بدیهی است که در چنین شرایطی، انگیزهای برای بهینهسازی مصرف وجود ندارد. این روند اشتباه نهتنها ادامه دارد، بلکه با تعرفهگذاریهای اخیر تشدید هم شده است: برای نمونه، تعرفه برق بخش کشاورزی تنها ۷ درصد افزایش یافته، در حالیکه نرخ تورم بیش از ۴۰ درصد است.
بر اساس محاسبات اقتصادی، قیمت تمامشدهی هر کیلوواتساعت برق در کشور حدود ۱۰ هزار تومان است، در حالی که این برق تنها با قیمت ۵۰۰ تومان به دست مصرفکننده میرسد. در چنین ساختاری، نهتنها تولید زیانده است، بلکه سرمایهگذار نیز رغبتی برای ورود ندارد.
چاه بیته مصرف، و زنگ خطر رشد ۳۷ درصدی
در بهار امسال، مصرف برق رشد عجیبی داشته: ۳۷ درصد افزایش نسبت به سال گذشته؛ عددی که حتی در پیشرفتهترین کشورها نیز قابل پوشش نیست. مسابقهی بیپایان مصرف، تولید را همیشه بازنده نگه میدارد. برق ارزان، مصرف غیرمولد و یارانهای که بیشتر از جیب فقرا برای رفاه اغنیا پرداخت میشود، ترکیب خطرناکی ساخته که هیچ راهکار کوتاهمدتی برای آن وجود ندارد.
وقتی برق، ابزار سیاسی میشود
در فضای انتخاباتی، سیاستمداران از قیمت انرژی بهجای ابزاری برای اصلاح، بهرهبرداری سیاسی میکنند. نهتنها کسی جرئت افزایش قیمت حاملها را ندارد، بلکه عملاً برق به یک ابزار پوپولیستی بدل شده است. در حالیکه برای گذار از بحران، نیاز به اصلاح جدی در قیمتگذاری، تقویت ساختار حکمرانی، و شکلگیری بازار واقعی برق داریم.
توسعهی تجدیدپذیرها؛ قربانی خاموش اقتصاد معیوب
با وجود تأکید رئیسجمهور بر افزایش ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر، عملکرد دولت در این زمینه بسیار ناچیز بوده است. در هفت ماه نخست دولت چهاردهم، تنها ۵۷ مگاوات به ظرفیت اضافه شده، در حالیکه هدفگذاری رسمی، رشد ماهانهی ۱۰۰۰ مگاوات است. سرمایههایی که از صندوق توسعه ملی به صنعت نیروگاهی تزریق شدهاند، به دلیل عدم بازپرداخت و ناکارآمدی ساختار اقتصادی صنعت برق، سرگردان ماندهاند.
راهحل کجاست؟
راهحل، در دولتزدایی تدریجی از صنعت برق است. اگر دولت به جای تصدیگری، بر سیاستگذاری و نظارت تمرکز کند، و فضا برای فعالیت بخش خصوصی در قالب بازار واقعی برق فراهم شود، در یک دوره ۵ ساله میتوان گرههای اساسی را گشود. اما لازمهی این جراحی، صداقت حاکمیتی و شفافیت در برنامهریزی است.
اقتصاد برق در ایران، سالهاست که فرسوده و ناکارآمد باقی مانده. ما نیاز به یک نقشهی راه ۲۰ ساله داریم، نه وعدههای کوتاهمدت. آینده، منتظر کسی نمیماند.
گزارش اقتصادنگار از هوش مصنوعی، برق و آیندهای که شاید از دست برود
اقتصاد برق در ایران ؛یارانه برای مصرف ،سکوت برای تولید
لینک کوتاه خبر:
https://eghtesadnegar.com/?p=31752
پربحث ترین ها