اقتصادنگار -در میانهی بحرانهای متراکم قرن، از زلزله و سیل تا جنگ و فروپاشی زیرساختی، یک مؤلفه بیش از همیشه فراموششده است: تابآوری شهری. حالا با گذشت تنها چند هفته از جنگ ۱۲ روزهای که بافتهای شهری را به میدان تهدید تبدیل کرد، هشدارها دوباره بالا گرفته است—اینبار نه از سوی نظامیان، بلکه از دل صنعت ساختوساز.
خشایار باقرپور، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای عمرانی شهر تهران، در گفتوگویی تفصیلی، پرده از بحرانی چندلایه در ساختار مدیریت شهری ایران برمیدارد؛ بحرانی که ریشه در غفلت ساختاری از دو اصل کلیدی دارد: پیوست امنیتی در ساختوساز و گذار واقعی به صنعتیسازی انبوه.
زنگ خطر پدافند؛ از نظامیسازی تا زلزله تهران
«جنگ اخیر یک هشدار تلخ بود. ما هنوز اصول اولیه پدافند غیرعامل را در شهرهایمان رعایت نمیکنیم.» این جمله، خط آغاز گفتوگوی باقرپور است؛ جایی که جنگ، نه فقط فاجعه انسانی، بلکه آزمون سختی برای زیرساختهای شهری شد. به گفته او، مجاورت مراکز مسکونی با مناطق نظامی، نبود طراحی ایمن، و فراموشی پیوستهای امنیتی در ساختوساز، امروز جان میلیونها ایرانی را تهدید میکند.
این در حالی است که طبق گزارش رسمی مرکز تحقیقات راه و شهرسازی، بیش از ۴۳ درصد ساختمانهای کشور فاقد استاندارد مقاومسازی لرزهای هستند. و اگر زلزلهای ۶ ریشتری در تهران رخ دهد، بیش از ۳۰۰ هزار واحد مسکونی در معرض تخریب جدی قرار خواهند گرفت.
زیرساخت شهری؛ مهندسی جداافتاده از عقلانیت تابآور
از نگاه این فعال ساختوساز، تابآوری در ایران نه اصل که حاشیه است. او با انتقاد از مدل رایج توسعه شهری، تأکید میکند که حتی سادهترین الزامات در خطوط گاز و آب شهری رعایت نمیشود؛ انشعابهای مستقل، نبود شبکههای ایمن انرژی، و پراکندگی مدیریت، چنان حفرههایی در پایداری شهری ایجاد کردهاند که در نخستین بحران، میتوانند شهر را فلج کنند.

صنعتیسازی؛ رؤیایی که در تیراژ میمیرد
اما نقطهی عطف تحلیل باقرپور، عبور از پدافند به «اقتصاد تابآور» در حوزه مسکن است. صنعتیسازی از نظر او نه صرفاً یک فناوری، بلکه موتور تحول در تابآوری، کاهش هزینه و افزایش بهرهوری است. اما چرا این مسیر در ایران به بنبست رسیده؟
«مسئله، نبود تکنولوژی نیست. مسئله، تیراژ است.» به اعتقاد او، صنعتیسازی فقط وقتی مقرونبهصرفه است که در مقیاس بالا اجرا شود؛ نه با پروژههای ۵۰ واحدی و پیمانکاران پراکندهای که در نهضت ملی مسکن میداندار شدهاند. او تأکید میکند که بزرگترین شرکتهای ساختمانی ایران هم هنوز در سطح چند صد واحد فعالیت میکنند، در حالی که صنعتیسازی نیازمند ساختوساز هزاران واحد بهصورت همزمان و متمرکز است.
گرانی صنعتیسازی؛ پیامد فقدان زیرساخت
یکی از موانع جدی حرکت بهسمت صنعتیسازی، گرانی آن است. اما باقرپور معتقد است که این گرانی، ناشی از ضعف زیرساخت و فقدان تیراژ است، نه صرفاً قیمت مصالح. نبود کارخانههای متمرکز، فقدان سیستم حملونقل صنعتی، و عدم همافزایی بین دستگاههای اجرایی، باعث شده صنعتیسازی حتی در طرح نهضت ملی مسکن نیز در حد شعار باقی بماند.
راه سوم؛ مسکن تدریجی در کنار صنعتیسازی
باقرپور با ارائه راهکاری ترکیبی، از مدلهای موفق در کشورهای درحالتوسعه چون برزیل و اندونزی یاد میکند؛ مدلهایی که خانوارها را از طریق «مسکن تدریجی» و «وامهای مرحلهای» وارد بازار مالکیت مسکن کردهاند. او تأکید میکند که صنعتیسازی واقعی وقتی معنا مییابد که با مدلهای مالی انعطافپذیر همراه باشد؛ یعنی خانوارها ابتدا واحدی کوچک و صنعتیسازیشده دریافت کنند و سپس در طول زمان توسعه دهند.
طبق آمار رسمی، بیش از ۸.۵ میلیون خانوار در ایران مستأجر هستند و از این میان، حدود ۵ میلیون خانوار حتی قدرت ورود به بازار آزاد خرید مسکن را ندارند. این یعنی، بدون یک مدل اقتصادی جایگزین، چرخهی اجارهنشینی بیپایان ادامه خواهد داشت.
دولت چهاردهم و میراث مسکنسازی
مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای عمرانی تهران، نگاه منصفانهای هم به عملکرد دولتها دارد. او میگوید: «نباید فقط دولت فعلی را نقد کرد؛ طرح نهضت ملی با اشکالات ساختاری از دولت سیزدهم به ارث رسید.» با اینحال، او از تحقق کمتر از ۱۰ درصد وعدهی ۴ میلیون واحدی بهعنوان نشانهای از ضعف ساختاری در سیاستگذاری و نبود انسجام اجرایی یاد میکند.
تابآوری، نسخهای سیاسی نیست
در نهایت، آنچه از این گفتوگو بیرون میآید، یک نتیجه روشن است: تابآوری، محصول تصمیمهای سخت و آیندهنگر است؛ نه بودجههای یکساله و شعارهای تبلیغاتی.
اقتصاد مسکن نیازمند بازمهندسی جدی است؛ هم در سطح کلان اقتصادی، هم در معماری سیاستگذاری، و هم در مدلهای اجرایی. تا وقتی هماهنگی بین نهادها وجود نداشته باشد و رویکرد ساختوساز «تابآور» نشود، نه پدافند غیرعامل معنا دارد و نه صنعتیسازی دردی را دوا خواهد کرد.