اقتصادنگار – گروه بورس:بازار سرمایه ایران، در آستانه ورود به نیمه دوم تابستان، در بزنگاهی پیچیده میان تحولات ژئوپلیتیک، ابهامات اقتصادی و آشفتگی معاملاتی قرار گرفته است. آتشبس موقت در جبهه سیاسی ایران و اسرائیل اگرچه برای لحظاتی بازار را از اضطراب تخلیه کرد، اما سایهی تردیدها هنوز سنگینی میکند؛ از احتمال فعالسازی مکانیزم ماشه توسط اروپا تا بنبست در مسیر مذاکرات با آمریکا، همگی افق پیشروی سرمایهگذاران را مهآلود ساختهاند.
اما پیچیدگی ماجرا فقط در دیپلماسی خلاصه نمیشود. آنچه امروز بازار را در دو راهی رکود و احیا قرار داده، ترکیبی از سه ضلع فشاری است: رکود اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و ضعف ساختاری در معاملات. سهگانهای که تصمیمسازی را برای سرمایهگذاران به معمایی چندوجهی تبدیل کرده است.
رکود استراتژیک؛ خون تازهای که به بازار نمیرسد
نخستین پاشنه آشیل بازار، رکود عمیقی است که نهتنها صنایع تولیدی را درگیر کرده، بلکه موتور معاملاتی بورس را نیز از نفس انداخته است. خروج نزدیک به ۵۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی از بازار ظرف ماههای اخیر، تصویری از بازاری نیمهجان را ترسیم میکند؛ بازاری که نه شوق خرید دارد، نه قدرت فروش.
پیام الیاسکردی، تحلیلگر اقتصادی در گفتگو با اقتصادنگار میگوید: «بورس پس از افت قیمتها به محدودههای ارزندهای رسیده، اما این ارزندگی بهتنهایی کافی نیست. صندوقهای اهرمی بهعنوان تصویر کوچکی از کل بازار، با حبابی ۱۵ درصدی مواجهاند؛ بهروشنی پیداست که جریان سرمایه هنوز قانع به بازگشت نشده است.»
نااطمینانی سیاسی؛
سرمایهگذار در هراس از سایهی بحران
از آنسو، پیچشهای سیاسی به یک عامل بازدارنده جدی در احیای اعتماد بازار بدل شده است. تعویق مشروط مذاکرات، زمزمههای فشار غرب، و احتمال بازگشت تحریمها، نهتنها فضای انتظاری را در بازار تعمیق کرده، بلکه در عمل، بخش زیادی از فعالان را به لاک دفاعی کشانده است.
محمود مرادی، کارشناس بازار سرمایه، با نگاهی کلنگر تأکید میکند: «بحران سیاسی نهتنها حل نشده، بلکه خود به منبعی برای تولید بحران اقتصادی در بازار تبدیل شده است. سرمایهگذار اگر چشماندازی نبیند، حتی از ارزانترین سهم هم عبور میکند.»
آشفتگی معاملاتی؛
بورسی بینظم با ۲۰۰ نماد متوقف
سومین مانع، ضعفهای ساختاری در بطن معاملات است. بورس در حالی روزهای تعطیلشده را پشت سر گذاشت که بیش از ۲۰۰ نماد همچنان متوقف باقیماندهاند. نبود شفافیت، توقفهای بیقاعده، و اجرای ضعیف سیاستهای حمایتی، بازار را دچار اختلال در تصمیمگیری کرده است.
الیاسکردی میافزاید: «بازار به تزریق انرژی نیاز دارد. گزارشهای مثبت و حمایتهای جانبی در کوتاهمدت امیدهایی ایجاد کردند، اما تا زمانی که بازیگران بزرگ، خریدار قطعی نباشند، نمیتوان به یک موج صعودی دل بست.»
نبرد پنهان در دل گزارشها؛
از تئوری تا ترازنامه
با نزدیک شدن به انتشار گزارشهای تیرماه، بازار بهزودی در برابر آیینهای شفاف قرار خواهد گرفت. اگرچه برخی صنایع از تحولات جهانی منتفع شدهاند، اما کلیت اقتصاد، همچنان زیر فشار است.
مرادی میگوید: «ناترازی مزمن، نرخ بهره بالا، نوسانات ارز، و رکود تولید، چهار نیروی پیشران بحران اقتصادیاند. این فاکتورها در گزارشهای شامخ هم به وضوح نمایان شدهاند. بازار تنها در صورتی رمق میگیرد که از دل دادهها، سیگنالهای واقعی بهبود استخراج شود.»
استراتژی زندهماندن در رکود؛
بازی میان صنایع، دادهها و ترس
سرمایهگذاران امروز با دو گزینه پیشروی خود مواجهاند: یا در باتلاق بیتصمیمی باقی بمانند یا با تحلیل دقیق و هدفمند، فرصتهای پنهان را شکار کنند. در چنین شرایطی، جذابترین سناریو، تمرکز بر صنایعی است که یا از رکود جهانی مصون ماندهاند یا از مزیت صادراتی برخوردارند. گروههای غذایی، دارویی، زراعت، سیمان و بخشی از صنایع پالایشی، همچنان شانس جذب نقدینگی سرگردان را دارند.
جمعبندی اقتصادنگار:
بورس در دوراهی اعتماد و احتیاط
بازار سهام ایران در وضعیتی قرار دارد که نه میتوان به صعود آن دل بست، نه میتوان سقوط آن را قطعی دانست. آنچه امروز اهمیت دارد، نگاه واقعگرایانه به مختصات بازار است. خوشبینی مفرط، همانقدر مضر است که بدبینی کامل.
بازار در شرایط رکودی، بیش از هر زمان دیگر به تحلیل بنیادی، دادهمحوری و استراتژیهای کوتاهمدت نیاز دارد. اکنون زمان آن است که سرمایهگذاران، با پرهیز از هیجان و تکیه بر عقلانیت تحلیلی، در مسیر متعادل بین ترس و طمع حرکت کنند.
بازار نیاز به اعتماد دارد؛ و اعتماد، در سایهی ثبات و شفافیت سیاسی و اقتصادی ساخته میشود.