اقتصادنگار-بازار سرمایه در آستانه تابستانی دیگر، بار دیگر نسبت به واژهای حساس شده که خاطرهاش با اضطراب و سقوط شاخصها گره خورده: خاموشی. اما اینبار، ماجرا فراتر از نوسان برق در کارخانههاست؛ موضوع، بقای صنعتی است که ستون فقرات ساختوساز ایران تلقی میشود. صنعت سیمان، از پیشانیسفیدان توسعه، اکنون در تیررس تهدیدی ساختاری قرار دارد؛ خاموشیهایی که دیگر نه موقتیاند، نه قابل مدیریت.
حافظه تاریخی اقتصاد ایران، تابستان را نه فقط با گرمای هوا، بلکه با سرمای تولید به یاد میآورد. صنعتی که سالهاست با بحران تأمین انرژی دستوپنجه نرم میکند، حالا باید در برابر طوفانی از قطع برق، فرسودگی نیروگاهها، و تصمیمات ضربتی وزارتخانهها ایستادگی کند. و در این میان، بورس تهران بار دیگر نگرانترین ناظر این معادله شده است.
نقطهجوش بحران: سیمان در خط مقدم خاموشی
آمارها از یک فاجعه بالقوه حکایت میکنند. خشکسالی، ۸ هزار مگاوات از برق نیروگاههای برقآبی را از مدار خارج کرده؛ افزایش دما، هر درجهاش معادل ۱۵۰۰ مگاوات برق بیشتر طلب میکند؛ ۴۰ درصد برق کشور صرف سرمایش میشود؛ و نیروگاههای فرسوده، از پس تعمیرات اساسی سالهاست برنیامدهاند. اینها مقدمه است.
در دل این وضعیت، رشد مصرف برق به ۲۰ درصد رسیده؛ معادل ۹ هزار مگاوات افزایش در یک سال! دلیل اصلی؟ انفجار بیصدا اما پرمصرف ماینرها. استخراج رمزارز، سودی خصوصی اما باری همگانی دارد؛ هزینهاش را صنایع میپردازند، و سیمانیها در صدر فهرست قربانیاناند.
تکرار همزمانی قطعیهای گسترده برق با رویدادهایی مانند هالوینگ بیتکوین از سال ۱۳۹۹ تا کنون، اگرچه رسمی تکذیب شده، اما به زعم بسیاری از تحلیلگران، بیارتباط با انفجار موقتی مصرف برق در زمان داغشدن بازار رمزارزها نیست. و در این میان، ماینرها برق را بلعیدهاند؛ همان برقی که باید چرخهای اقتصاد واقعی را بچرخاند، نه سرورهای سفتهبازانه را.
خاموشی، فقط «ساعتی» نیست؛ فاجعه، زنجیرهایست
در صنعت سیمان، توقف تولید حتی برای چند ساعت، به معنای نابودی سرمایه، ازکارافتادن کورهها، و برهمریختگی زنجیره تأمین پروژههای عمرانیست. بتن قابل ذخیرهسازی نیست؛ سفارشهای صادراتی را نمیتوان به تعویق انداخت؛ و بازار داخلی، با اولین نشانههای کمبود، به استقبال گرانی میرود.
تصمیم اخیر وزیر صمت مبنی بر محدودکردن مصرف برق صنایع سیمان و فولاد به ۱۰ درصد ظرفیت، در عمل حکم تعطیلی را دارد، نه صرفاً مدیریت مصرف. این یعنی: «تولید ممنوع، اما تعهد پابرجاست». آیا این، جز مقدمهای برای بحران قیمتی مصالح ساختمانی و رکود پروژههای ملیست؟
فراتر از یک صنعت، تهدید زیرساخت توسعه کشور
هرچند دولتمردان از «عدالت در خاموشیها» و «برنامهریزی منظم» سخن میگویند، اما واقعیت اقتصاد ایران چیز دیگریست. در بطن این بحران، نهفقط سیمانیها، بلکه تمام پروژههای زیرساختی، اشتغال کارگران فنی، و حتی آینده بازار مسکن در معرض تهدید قرار گرفتهاند. این، بحران یک صنعت نیست؛ نشانهای از فروپاشی در پایههای توسعه است.
و اکنون، بورس باید پاسخ دهد: آیا سرمایهگذاری در سهمهای سیمانی در چنین فضای پرریسکی، بهمعنای شکار فرصتهای نوسانی است یا گرفتارشدن در میدان مین خاموش؟
اقتصادنگار گزارش میدهد:
سیمانیها، میدان مین خاموش بورس در تابستان ۱۴۰۴؟
لینک کوتاه خبر:
https://eghtesadnegar.com/?p=32291
پربحث ترین ها