سه سناریو و یک توصیه؛ مدیریت دارایی در روزگار ابهام

اقتصادنگار گزارش میدهد:

سه سناریو و یک توصیه؛ مدیریت دارایی در روزگار ابهام

اقتصادنگار – در فضای فعلی اقتصاد ایران، دیگر نمی‌توان بر پایه صورت‌های مالی و ترازنامه شرکت‌ها تصمیم گرفت. آنچه امروز بازار سرمایه را حرکت می‌دهد، نه تحلیل گذشته بلکه تخمین آینده است؛ آینده‌ای که به‌شدت در گرو تحولات سیاسی، تنش‌های منطقه‌ای و سیگنال‌های ارزی است. مدیریت دارایی در چنین فضایی، نیازمند عبور از ابزارهای کلاسیک و ورود به قلمرو تحلیل سناریو‌محور است. سرمایه‌گذار امروز باید نه با قطعیت، بلکه با احتمال تصمیم بگیرد.
سه سناریو؛ سه آینده برای یک بازار
بازار در برابر سه سناریو قرار دارد؛ نه تحلیل تکنیکال و نه تحلیل بنیادی، هیچ‌کدام به‌تنهایی پاسخگوی پیچیدگی این شرایط نیستند:
1. تداوم وضع موجود:
در این سناریو، نه بحرانی تشدید می‌شود و نه گشایشی رخ می‌دهد. بازار در وضعیت نیمه‌تعلیق باقی می‌ماند؛ نرخ ارز در محدوده‌های کنونی کنترل می‌شود و شاخص‌ها در حرکت‌های محدود نوسان دارند. این همان «نفس‌نگه‌داشتن» بازار است؛ جایی که سرمایه‌گذاران منتظرند، اما تصمیم نمی‌گیرند.
2. توافق سیاسی:
کاهش تنش‌ها و احتمال احیای دیپلماسی، می‌تواند موتور محرکه‌ای برای رشد بازار باشد. تجربه نشان داده، بازار سرمایه اولین بخشی است که نسبت به اخبار مثبت سیاسی واکنش نشان می‌دهد. اما باید پرسید: آیا این خوش‌بینی پایدار است یا یک واکنش هیجانی؟
3. افزایش بحران:
بدبینانه‌ترین اما محتمل‌ترین سناریو در نگاه بسیاری از سرمایه‌گذاران، تشدید تنش و ورود به فاز جدیدی از تقابل ژئوپلیتیکی است. در این وضعیت، هرگونه پیش‌بینی اقتصادی، بازی با احتمالات خواهد بود و مدیریت دارایی به‌جای سودآوری، به دنبال «کمترین میزان آسیب» خواهد بود.
بازار بی‌اعتماد، اما مدیریت‌شده
نرخ دلار، علی‌رغم فشارهای روانی و تورمی، درجا می‌زند. این سکون، بیش از آن‌که نشانه تعادل باشد، محصول مداخلات هدفمند بانک مرکزی است. کاهش مصنوعی نرخ دلار، گرچه از بروز هیجان ارزی جلوگیری می‌کند، اما منجر به بی‌اعتمادی بازار نسبت به تداوم آن نیز شده است. بازار سرمایه، دقیقاً این پیام را دریافت کرده: «ثبات فعلی، ممکن است توهمی بیش نباشد.»
تاکتیک‌های بقا؛ نه رشد
در چنین فضایی، مدیریت دارایی دیگر به دنبال رشد نیست؛ بلکه دنبال بقا و محافظت از سرمایه است. کاهش وزن سهام به محدوده ۴۰ تا ۵۰ درصد، حرکت به سمت نقدشوندگی، پرهیز از خرید اعتباری و تمرکز بر صنایعی با تاب‌آوری بالا مثل پالایشگاه‌ها، سیمان و اوره، جزو اقداماتی است که بازیگران حرفه‌ای بازار اتخاذ کرده‌اند. تصمیم‌گیری برای تغییر ترکیب پرتفوی، نه بر اساس سود احتمالی، بلکه بر مبنای چابکی در مواجهه با تحولات احتمالی است.
منابع آزادشده، به‌جای ورود به ریسک‌های تازه، در حال حرکت به سمت دارایی‌هایی با امنیت بالاترند: طلا، اوراق کم‌ریسک و صندوق‌های درآمد ثابت. بازار فعلاً با تحلیل‌های سناریو-محور زندگی می‌کند و بازگشت به رفتارهای سودمحور، تنها در صورت وضوح سیاسی ممکن است.
نقش دولت؛ حمایت یا عقب‌نشینی؟
در چنین شرایطی، نقش دولت و نهادهای حمایتی نباید منفعل باشد. ابزارهایی مانند بیمه سهام برای پرتفوی‌های کوچک یا انتشار اوراق تبعی توسط صندوق تثبیت بازار، می‌تواند نقش سپر محافظ برای سرمایه‌گذاران خرد ایفا کند. خبر تزریق ۳۵ هزار میلیارد تومان منابع به بازار، گرچه مثبت است، اما مهم‌تر از آن، زمان و شیوه تزریق است. بازار به «نقدینگی هدفمند» نیاز دارد، نه پول بدون برنامه.
مدیریت دارایی در روزگار ابهام، بیش از هر زمان دیگری به «تحلیل سناریو» وابسته است. در این شرایط، نه باید بیش از حد خوش‌بین بود، نه در دام بدبینی مطلق افتاد. هر سناریو، کلاس دارایی خاص خود را می‌طلبد. آن‌چه مسلم است، بازار دیگر با تحلیل گذشته حرکت نمی‌کند؛ بلکه با آینده‌ای که هنوز نیامده، معامله می‌کند.
اقتصاد، علم قطعیت نیست؛ هنر زیستن با احتمال‌هاست.

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesadnegar.com/?p=34665

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: